تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
بغداد كرد امير مظفّر از راه كهكيلويه ( 1 ) متوجّه اردو گشته در يورت خانقين ( 2 ) كه از جانب بغداد است به شرف بساط بوس پادشاه رسيد به سيورغاميشى اختصاص يافت ، چون از اردو عزيمت قشلاق بغداد داشت استجازه مراجعت نموده همراه آمال و مقاصد به يزد آمد ، در اثناء اين‌حال ( 3 ) يرليغ برسيد كه جمعى اعراب گرمسير شبانكاره و كربال « 1 » پاى از جادهء مطاوعت بيرون نهاده‌اند و به اعلان كلمهء عصيان جرأت نموده بدان صوب توجّه نمايد ، اگر آن گروه طريق مستقيم طاعت نورزند و مرآت حال را از زنگ نافرمانى نزدايند به آتش حملهء سبك سير خرمن عمر آن طايفه را بسوزد و به نوك پيكان خاره‌گذار ديدهء حيات ايشان بدوزد ، چون امير شرف الدّين مظفّر به شبانكاره رسيد مرضى طارى شد و مدّت سه ماه متمادى گشت بعد از آن صحّت يافت ؛ امّا هنوز از مقام نقاهت به محل استقامت [ 22 - آ ] نيامده بود و از مرتبهء ضعف به مقام قوّت نرسيده جمعى از اضداد سقمونيا « 2 » را در نخود آب تعبيه كردند بدان سبب نكسى فاسد ، مبانى وجودش متزلزل گردانيد و در ثالث عشر ذيقعده سنهء ثلاث عشر و سبعمايه قواعد ذات بىهمالش انعدام يافت . شعر
جهان پهلوان از جهان رخت برد * جهان داشتن نوجوان را سپرد
تابوت او را به مدينهء ميبد نقل كردند و در مدرسه‌ئى كه از مستحدثات او بود مدفن ساخت . بعد از آنكه امير شرف الدّين مظفّر ( 4 ) به جوار رحمت حقّ پيوست اصحاب اغراض در كمين‌گاه قصد و ايذاى مخلّفات او - كه هرآينه عادت ناكسان و تنگ چشمان هر زمان است ( 5 ) - نشستند چنان كه رقم انتزاع بر املاك موروث كشيدند ، بنابراين مقدّمات امير مبارز الدّين محمّد كه ارشد اولاد بود در حداثت سنّ روى توجّه به سوى اردو آورد و رنج سفر بر راحت وطن اختيار كرد . چون به اردوى همايون رسيد و مراسم خدمت به
هامش
( 1 ) - م : كيلويه . ( 2 ) - م : خافقين . ( 3 ) - ت : حكم . ( 4 ) - م و ل : مظفر الدين . ( 5 ) - ت : « هرآينه عادت ناكسان و تنگ چشمان هرزمان است » ندارد .
( 1 ) كربال : از دهستانهاى شهرستان شيراز ( فرهنگ آباديها ) . ( 2 ) سقمونيا : عصاره‌اى است بغايت تلخ و مسهل و صفرابر بود ( برهان ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 97 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )