تعريف او كرد پادشاه ارغون را چون نظر برآن قد و قامت و مردانگى و شهامت افتاد او را تربيت بسيار كرد و شمشير و كسوت خاصّ ارزانى داشت و راه يساولى « 1 » داد و روز به روز مرتبهء مجدّد مىيافت چون ارغون وفات كرد و نوبت سلطنت به غازان سلطان رسيد مظفّر به همان راه به مقام اعتبار او را قشون داد و طبل و علم و پايزه شمشير و كمان ارزانى داشت .
در اواسط جمادى الآخر سنهء سبعمايه آفتاب وجود مبارك امير مبارز الدّين محمّد مظفّر از افق ولادت طالع شد و ماه طلعت همايونش از مشرق اقبال برآمد و در شهور سنهء ثلاث و سبعمايه پادشاه مغفور غازان لباس حيات مستعار ( 1 ) را باز سپرد ( 2 ) و برحسب اجاق اجل موعود توجّه دار القرار اختيار كرد ( 3 ) ، الجايتو سلطان به قائم مقامى او تخت ممالك و ( 4 ) سلطنت را تزيين داد و به جاى او گوهر تاج پادشاهى را برافروخت ( 5 ) امداد تربيت و اشفاق دربارهء امير شرف الدّين مظفّر مضاعف گردانيد ، حكومت راهها از حدود كردستان تا كرمانشاهان و راههاى ابرقوه و هرات و مروست علاوهء مناصب سابق گرداند .
چون الجايتو سلطان به جانب ( 6 ) گيلان نهضت نمود و براى قلع و قمع آن ديار لشكرى بىاندازه بيرون برد در آن سفر مظفّر را رخصت نمىداد كه از پايهء سرير سلطنت مفارقت كند ، به واسطهء آنكه بيشههاى سخت و كوههاى بلند پردرخت و مضايق بسيار در راه بود و او مردى بهادر پادشاه مىخواست كه او ( 7 ) پيش او باشد كه اگر بغتة به مددكارى احتياج باشد حاضر بود .
در شهور سنهء سبع و سبعمايه توجّه به يزد فرمود ( 8 ) و چون به يزد رسيد به واسطهء تغابن و تحاسدى كه ميان اصحاب جاه مىباشد و اختلافى ( 9 ) كه به واسطهء اجتماع حكّام واقع مىگردد از اوضاع آنجا ملالتى مىبود عزيمت دار الملك شيراز كرد ، و در اين سفر امير محمّد ملازم پدر بود و در سنهء احدى عشر و سبعمايه چون پادشاه الجايتو عزيمت
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد .
( 2 ) - ل : ندارد .
( 3 ) - م و ل : از « و برحسب . . . » تا اينجا ندارد .
( 4 ) - ت : « ممالك و » ندارد .
( 5 ) - م و ل : از « و جاى او . . . » تا اينجا ندارد .
( 6 ) - م و ل : ندارد .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ت : « توجه به يزد فرمود و » ندارد .
( 9 ) - ت : انقلابى .
( 1 ) يساولى : حاجب ، رييس تشريفات ، صفآرا ( احسن التواريخ ، ص 846 ) .