منسوب گردانيد ( 1 ) و در سلطانيّه از توابع امير شيخ حسن بزرگ پهلوان مراد اخى ابرك ( 2 ) را بكشت و در بغداد امير شيخ حسن چون ديد كه از جهان تيمور كارى نمىآيد او را از سلطنت خلع كرد و خود به تدبير و ترتيب لشكر مشغول گشت .
ذكر توجّه اميرزاده پير حسين بن امير شيخ محمود بن چوپان شيراز [ 21 - آ ] « 1 »
بعد از آنكه ، امير پير حسين از غوغاى شيرازيان هزيمتى فاحش نمود چون به اوجان پيش ( 3 ) امير شيخ حسن چوپانى رسيد ، او متقبّل شد كه به لشكر مددكارى نمايد تا پير حسين انتقام خود را از شيرازيان بكشد و در وقت محاربه با لشكر بغداد تهوّر و مردانگى تمام نموده بود . بعد از آن فتح به ترتيب امير شيخ حسن كوچك تربيت او نموده ( 4 ) و با احكام سليمان خان ، و لشكرى تمام و استعدادى فراوان متوجّه فارس شد و در حكم او ممالك فارس و يزد و كرمان مذكور گردانيدند ، چون اين عزيمت تصميم يافت به اميد معاضدت و معاونت ايلچى پيش امير غازى ( 5 ) مبارز الدّين محمّد بن ( 6 ) مظفّر به جانب يزد فرستاد ، و امير مبارز الدّين محمّد را هرچند سوابق حقوق به معرفت با اميرزاده پير حسين ثابت بود و مبانى سوالف محبّت مستحكم ، امّا بر مقتضى « الملك عقيم » « 2 » انديشمند شد كه مبادا بناى مصافات را متزلزل و قاعدهء وفا و و داد را منهدم گرداند ؛ از اين جهت عزيمت توجّه در تأخير مىانداخت و آتش عزم را به تعجيل نمىافروخت تا رسل و رسايل مشتمل بر ابرام اسباب عقود و تأكيد معاهد عهود متواصل شد تا عهدنامههايى كه اميرزاده پير حسين به مواثيق مؤكّد گردانيده بود و امير مبارز الدّين محمّد بن ( 7 ) مظفّر چون به اطمينان قلب مستوثق گشت عزيمت مصمّم گردانيد كه به جهت مدد لشكر اميرزاده پير حسين متوجّه فارس شود . چون ذكر امير محمّد مظفّر و فرزندان
هامش
( 1 ) - م و ل : فرمود .
( 2 ) - ت : زيرك .
( 3 ) - م و ل : پيش .
( 4 ) - ت : « تربيت او نمود با » ندارد .
( 5 ) - ت : ندارد .
( 6 ) - ت : ندارد .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 1 ) مطلع : ص 157 .
( 2 ) ملك سترون باشد .