ذكر وقايع و حوادث شهور سنهء اربعين و سبعمايه « 1 »
در اوايل سنهء اربعين و سبعمايه امير شيخ حسن چوپانى بعد از نشاندن سليمان خان بن يوسف شاه ( 1 ) به پادشاهى به عراق عجم درآمد و زمستان در سلطانيّه اقامت نمود و در بهار به ماه شوّال سنة المذكور به اوجان رفت و امير پير حسين بن شيخ محمود چون به ولايت فارس رسيد فرزندان امير محمود شاه اينجو آنجا صاحب اختيار بودند ، پيش امير پير حسين بازآمده او را تعظيم بسيار نموده و يك برادر از ( 2 ) ايشان سلطان بخت ملازم امير پير حسين شد و او را عملى نيكو فرمود ( 3 ) و او را به ( 4 ) محلّى نيكو فرود آورد و خدمتى به واجب مىكرد ؛ و امير پير حسين مىخواست كه حكومت به استقلال كند ( 5 ) و شيرازيان به سبب آنكه ( 6 ) چون پيشتر مطيع و خدمتكار ( 7 ) پسران محمود شاه اينجو بودند بر قاعد با ( 8 ) ايشان متردّد بودند ( 9 ) و در امور رجوع بديشان مىكردند ( 10 ) و مهمّات به حضرت ايشان دفع مىكردند و هرگاه سلطان بخت از پيش امير پير حسين بيرون مىرفت به غير از خواصّ امير پير حسين كه همراه او آمده بودند كسى ديگر پيش او نمىماند و اين معنى او را سخت مىآمد تا روزى از سرمستى بىموجبى آن خرمردك ( 11 ) قصد سلطان بخت كرد و شيرازيان چون از آن صورت بىقاعده ( 12 ) خبردار شدندى غوغاى عامّ به در خانهء امير پيرحسين ( 13 ) آوردندى و گفتندى از اين شهر
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 3 ) - م و ل : از « و او را . . . » تا اينجا ندارد .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - م و ل : « حكومت به استقلال مىخواست » .
( 6 ) - م و ل : « و به سبب آنكه » ندارد .
( 7 ) - م و ل : ندارد .
( 8 ) - ت : پيش .
( 9 ) - ت : تردّد مىنمودند .
( 10 ) - م و ل : « و در امور رجوع بديشان مىكردند » ندارد .
( 11 ) - ت : « آن خرمردك » ندارد .
( 12 ) - ت : « صورت بىقاعده » ندارد .
( 13 ) - م و ل : ندارد .
( 1 ) سال 740 ه . ق .