برايشان جمع شد . و دعوى استقلال و استبداد كرد و نوكران امير ارغونشاه را به تمامى ( 1 ) از آن مواضع و ولايات ( 2 ) بيرون كردند .
ذكر سلطنت سليمان خان بن يوسف شاه بن سوكاى ( 3 ) « 1 »
ديگر از قضاياى اين سال سنهء تسع و ثلاثين و سبعمايه ، به پادشاهى نشاندن سليمان خان بن يوسف شاه بن سوكا بن يشمت بن هولاكو خان بود و صورت اين واقعه ( 4 ) چنان است كه چون امير شيخ حسن چوپانى ( 5 ) ممالك آذربايجان و ارّان و موغان تا به گرجستان در تحت تصرّف آورد و بر بعضى از عراق عجم مسلّط شد . امير شيخ حسن بزرگ به جانب بغداد رفت ، انديشيد كه ساتيبك دختر الجايتو سلطان را كه به پادشاهى نشانده است برآورد ( 6 ) جهت آنكه ( 7 ) او زنى است و او پادشاهى ايران را نشايد و از زن ، مردى نيايد ؛ و نيز ساعيان در ميان ايشان راه يافته چنان به دو رسانيده بودند كه ساتيبك ( 8 ) قصد تو دارد . شيخ حسن مبادرت نمود و از نوّاب ساتيبك و پسرش سيورغان چند تن را كه مادّهء فضول تصوّر مىكرد به قتل آورد و از احفاد هولاكو خان سليمان خان ( 9 ) بن يوسف شاه را پيدا ساخته به پادشاهى نشاند و شهزاده ساتيبك را طوعا اوكرها در حبالهء او آورد و كار وزارت به انفراد غياث الدّين محمّد عليشاهى را مقرّر فرمود ، و ركن الدّين شيخ محمود را كه پيشتر با او شريك گردانيده در وزارت [ 20 - ب ] تعيين كرده بود چون انزواطلب بود از آن امر معاف فرمود ( 10 ) و ولايات عراق عجم و آذربايجان و ارّان و موغان و گرجستان كه عمّزادهاش پير ( 11 ) حسين بن شيخ محمود و برادران او داشتند تا سر حدّ روم با توابع و لواحق در قبضهء تصرّف و اقتدار آورد و امير پير حسين با جمعى كثير و استعدادى هرچه ( 12 ) تمامتر ( 13 ) متوجّه ولايت فارس شد ، چنانچه در محلّ خود ( 14 ) شرح داده آيد ، ان شاء اللّه تعالى وحده العزيز ( 15 ) .
هامش
( 1 ) - ت : « به تمامى » ندارد .
( 2 ) - ت : « و ولايات » ندارد .
( 3 ) - ت : « بن يوسف شاه بن سوكاى » ندارد .
( 4 ) - ت : حال .
( 5 ) - م و ل : ندارد .
( 6 ) - ت : ندارد .
( 7 ) - ت : « جهت آنكه » ندارد .
( 8 ) - ت : سابيك .
( 9 ) - ت : مير .
( 10 ) - ت : داشت .
( 11 ) - ت : مير .
( 12 ) - م و ل : ندارد .
( 13 ) - م و ل : تمام .
( 14 ) - ت : ندارد .
( 15 ) - م و ل : « وحده العزيز » ندارد .
( 1 ) ر . ك : ذيل جامع التواريخ ، ص 28 .