به نيشابور رفتند و از آنجا به ولايت يازر آمدند . ( 1 ) چون بدانجا رسيدند اين ضعيف استفسار نمود ( 2 ) كه سبب آمدن شما و چندين شورش انگيختن چيست ؟ گفتند : چون ما را معلوم گشت كه خدمت شما را گرفته بدين جانب آوردهاند و قصد هلاك ( 3 ) شما نمودند ما به جهت استخلاص شما برخاستيم و آمديم ؛ اين ضعيف از ايشان سؤال كرد كه شما را طمع آن هست كه من با مقام شما آيم و عمل شما بردست گيرم ؟ گفتند : نعوذ باللّه ، كه اعتقاد ما چنين باشد پرسيدم كه چون شما را اين نيّت است كه به روش و طريقهء اين ضعيف گرديد مىبايد كه گوشهنشينى اختيار كنيد . گفتند : ظلمه ( 4 ) ما را نگذارند كه ايمن بنشينيم و ميسّر نشود . پرسيدم كه فايدهء آمدن شما و چندين زحمت چه بود ؟ . همهء جماعت خاموش شدند . بعد از آن چنين ( 5 ) گفتند : كه طمع ما آن است كه شما به خراسان مراجعت كنيد و به هرجا كه ميسّر شود به عبادت مشغول شويد ما شرط مىكنيم كه به هيچ نوع مزاحم و مشوّش شما نباشيم . القصّه ، اين ضعيف عزيمت خراسان نداشت .
فامّا طايفهء درويشان مصاحب ايشان بودند ، دانستم كه دست باز نخواهند داشت بدين طرف مراجعت افتاد اكنون مقصود از اين جمله تصديعات آن است كه تا راى انور ايشان را معلوم گردد كه احوال اين ضعيف برچه نسق گذشته است تا به امروز رسيده .
مدّت دو ماه است كه اين ضعيف به سبزوار مقام داشت و از جملهء ولايات خراسان پيش اين ضعيف آمدند و نمودند كه خرابى و پريشانى و قتل و غارت كردن ايشان به مرتبهاى ( 6 ) رسيد كه به دفع ايشان برمىبايد خاست و نوعى مىبايد ساخت كه ظلم مرتفع گردد و اين فتنه فرونشيند كه خان و مان و اهل و عيال و خون و مال جملهء مسلمانان در معرض تلف و رسوائى خواهد افتاد . اين ضعيف جواب همه جماعت چنان گفت كه هرگز پيشوايى و مقتدايى نكردهام و نخواهم كردن ، اين معنى با پيشوايان دين مىبايد گفت . تا اگر ايشان به سعى و دفع برخيزند و بر نوعى قرار گيرد كه صلاح مسلمانان و مسلمانى در آن باشد ما نيز در مددكارى با ايشان يكى باشيم از جمله مسلمانان ، اكنون امير [ 20 - آ ] وجيه الدّين مسعود و اتباع ايشان مىگويند كه هرچه بهبود مسلمانان در آن است بدان قيام خواهيم نمود و از هر آفريده كه سخن حقّ با ما خواهد گفت
هامش
( 1 ) - ت : از « سپردند . . . » تا اينجا ندارد .
( 2 ) - ت : « اين ضعيف با ايشان چنين نمود » .
( 3 ) - ت : هلالى .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - م و ل : ندارد .
( 6 ) - ت : « به جايى رسيد » .