تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
هم برآمده هيچ نمىانديشد ( 1 ) كه مآل ( 2 ) « 1 » اين قضيّه به كجا خواهد رسيد ، حالا به نقد خونهاى ناحقّ ريخته مىشود ، اين صورت از او بغايت غريب و عجيب مىنمايد . چون شيخ حسن بر مضمون پيغام امير محمّد بيك وقوف يافت مكتوبى به امير محمّد نبشت و احوال خود را از ابتداء [ 19 - آ ] تا بدان روز در آن مكتوب ، مفصّل گردانيد به جهت آنكه بعضى احوالات از آن مكتوبات معلوم مىگشت آن را لفظا بلفظ به همان عبارت نقل گردانيده آيد ، ( 3 ) و هى هذه . « 2 »

سواد مكتوب شيخ حسن جورى كه به امير محمّد بيك برادر ارغونشاه نبشته است « 3 »

« بعد از ثنا و حمد آفريدگار و درود بر نبىّ هاشمى و آل و اصحاب و عترت او ، به حضرت امير اعظم خلف اعاظم الامراء فى العجم ذو المحامد و المفاخر ، امير محمّد بيك - وفّقه اللّه لما يحبّ و يرضى و الهمه متابعة قوانين ( 4 ) الرّشد و التّقوى - داعى مخلص حسن جورى دعوات با اخلاص مرفوع مىگرداند « على ما يشاء قدير » « 4 » اين دعا پانزدهم ذى الحجّة از مقام نيشابور محرّر گشت . از حال خير و وجوب حمد مىنمايد نه از روى افتخار بلكه به طريق شكر از حضرت آفريدگار - عزّ شأنه - كه اين ضعيف از عهد صبا و عنفوان شباب هميشه مريد و معتقد اهل حقّ بوده و دوستدار ائمّه و علماء دين و تابع ارباب صلاح و تقوى و طالب راه نجات آخرت بوده و بدين هوس مدّت هفت ، هشت سال به مدارس تردّد نموده و به قال و قيل مشغول گشته و سخن ائمّهء طوايف استماع كرده و بر اختلافات اقوال و اعتقادات ايشان به قدر الوسع وقوف يافته تا عاقبت در سبزوار به خدمت شيخ بزرگوار صاحب الاسرار و الافتقار ، سرّ اللّه فى الارضين ،
هامش
( 1 ) - ل : نمىانديشد . ( 2 ) - ت : ندارد . ( 3 ) - م و ل : « كرده آمد » . ( 4 ) - ل : ندارد .
( 1 ) مآل : نتيجه و عاقبت و انجام كار ( منتهى الارب ) . ( 2 ) و هى هذه : و او اين . ( 3 ) اين مكتوب از هر لحاظ بسيار مهّم است . استاد دكتر نوائى آن را در كنار « اسناد و مكاتبات تاريخى ايران » نياورده‌اند . ( 4 ) هرگاه بخواهد ، برگرد آوردنشان تواناست .