تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
شيخ خليفه - قدّس اللّه روحه العزيز و رضى عنه ( 1 ) - رسيد و ( 2 ) بعضى از سخنان او شنيد و به تدريج معلوم كرد كه آن بزرگ مرشد راه حقّ است و از سر صدق و ارادت و صفاى نيّت به دو تمسّك نمود و به يمن همّت مباركش بدانچه مقصد و مقصود اين ضعيف نحيف ( 3 ) بود رسيد ، و الحمد للّه على ذالك . و بعد از آنكه آن بزرگ در سبزوار به دست ظلمهء اشرار ( 4 ) به درجهء شهادت رسيد اين ضعيف در همان شب به طرف نيشابور سفر كرد در بيست و سيّم ربيع الاوّل سنهء ستّ و ثلاثين و سبعمايه ، دو ماه ديگر در حدود نيشابور به گوش‌ها منزوى مىبود و چون بعضى مردم بر احوال اين ضعيف وقوف ( 5 ) يافتند ( 6 ) و آغاز تردّد نهادند ( 7 ) از آنجا به مشهد مقدّس رضوى - عليه السّلام - سفر كرد و از آنجا به ابيورد و خبوشان و پنج ماه ديگر همچنين از مقامى به مقامى مىگريخت و با هيچ آفريده ( 8 ) در نمىآميخت و مع هذا به هرجا كه يك هفته مىبود ، مردم تردّد آغاز مىكردند و به حدّ ازدحام مىرسيد ، تا در اوّل شوّال اين سال سفر ( 9 ) عراق اختيار كرد و يك سال و نيم در آن سفر بود و از آنجا نيز به هرجا كه مقام مىافتاد چنين ( 10 ) تشويش ( 11 ) پيدا مىشد و جمعى از خراسان در عقب آمدند و باز به طرف خراسان مراجعت نمود و قرب دو ماه ديگر در طرف خراسان بود در دو سه ولايت به ( 12 ) سبب ازدحام خواصّ و عوامّ هيچ جاى ساكن نتوانست شد . در محرّم سنهء تسع و ثلاثين و سبعمايه عزيمت تركستان نمود و مدّتى در بلخ و ترمذ بود ، به سبب همين نوع زحمت باز به طرف هرات افتاد و از آنجا به خواف و قهستان و هرچند روز در موضعى ديگر مىبود ؛ و از آنجا عزيمت طرف كرمان كرد . فامّا راه در بند بود و ضعف بر مزاج غالب ، ديگر بار به طرف مشهد مقدّس رفت و از آنجا به ولايت نيشابور و قرب دو ماه ديگر در غار ابراهيم و در آن كوهسار هرچند روز در گوشهء ديگر مىبود و به سر مىبرد و در اين مدّت خلق بسيار روى بدين ضعيف آوردند . اكثر به طلب خلاص و نجات راه آخرت مىآمدند و از همهء طايفه مردم پيش اين ضعيف مىرسيدند تا به جايى ادا كرد كه بعضى از مشايخ و متفقّههء نيشابور و
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - ل : رسيدم ، ت : ندارد . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ت : « دست ظلمهء اشرار » ندارد . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - م : بيافتند . ( 7 ) - ت : نمودند . ( 8 ) - ت : كس . ( 9 ) - ت : به سوى . ( 10 ) - م و ل : همچنين . ( 11 ) - م و ل : تشاويش . ( 12 ) - ت : ندارد .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 86 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )