تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
زودى كوچ كرده در آق‌تاق به حدود تلمبار « 1 » فرود آمد با جماعت امرا كه ملازم او بود [ ند ] ( 1 ) .

ذكر پادشاهى شهزاده تيمور خان

امير شيخ حسن ايلكانى چون از مساعدت و مدد طغا تيمور خان و سپاه خراسان به موجب حكايت گذشته مأيوس شد و امثال اين وقايع از عادت دهر دون و خوى روزگار بوقلمون ، بديع و غريب نيست ، انديشه برگماشت كه تدبير اين واقعه چه نوع كند و جبر اين كسر از كدام رهگذر نمايد تا خاطرش برآن قرار گرفت كه شهزاده جهان تيمور خان بن الافرنگ خان بن گيخاتو خان بن ابقا خان را كه در اوّل عزّ الدّين گفتندى نامزد پادشاهى كرد و وزارت ممالك بر خواجه شمس الدّين زكريّا مقرّر داشت و زمستان به بغداد رفت و بر ولايات ( 2 ) عراق عرب و خوزستان و ديار بكر فرمان روان گردانيد ؛ و در آن ممالك تمكّن و تسلّط تمام يافت و تهيّهء اسباب ملك‌دارى و سپاه‌آرائى بنياد نهاد . ( 3 ) از معظّم واقعات اين سال سنهء تسع و ثلاثين ( 4 ) خروج جماعت سربداريّه است ( 5 ) و چون در اين كتاب ذكر ايشان به چند موضع تكرار خواهد يافت واجب نمود در اين محلّ از ابتداى احوال و اوضاع ايشان آنچه معلوم گشته است ثبت گردانيدن . بزرگانى كه به شرف مطالعه مشرّف گردانند چون برسهو و خطائى اطّلاع و وقوف يابند شرف اصلاح دريغ ندارند قوله تعالى :
« فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
* » « 2 » .
هامش
( 1 ) - ت : « با جماعت امرا كه ملازم او بود » ندارد . ( 2 ) - ت : ولايت . ( 3 ) - ت : مشغول شد . ( 4 ) - م : 39 . ( 5 ) - ت : سربدالان . ( * ) - قسمتى از آيه 40 ، سوره 42 .
( 1 ) تلمبار : ناحيه‌اى ميان سلطانيه و تبريز است ( فرهنگ آباديها ) . ( 2 ) پس كسى كه عفو كند و آشتى ورزد مزدش با خداست .