تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
در رجب سنهء تسع و ثلاثين و سبعمايه ( 1 ) با امير ارغونشاه و تروت و على ميكائيل و ديگر امراى خراسان و خواجه علاء الدّين محمّد به حدود رى درآمدند و از آنجا به ساوه كشيد و امير شيخ حسن ايلكانى با امرا و اركان دولت خود او را استقبال نمود و خدمات پسنديده به جاى آورد ، امّا نتيجه نداد . طغا تيمور خان و امراى خراسان مستبدّ رأى خود نبودند و متابعت تدابير خواجه علاء الدّين محمّد ( 2 ) مىنمودند و جناب خواجه وجوه انگيزهاى دبيرانه ، چون بطلان ادرارات و وظايف اهل استحقاق و مصادرات بر عمّال و رعاياى خسارات كشيدهء به جان رسيده در مملكتى كه هنوز استقامتى نگرفته بود پيش گرفت و خصوصا در امورى كه به امراى حضرت و اركان دولت منسوب بود و در آن بىتوقّف تومانات ايثار مىبايست كرد تا موجب قرار كار و نظام ( 3 ) دولت گردد ، خدمتش به دوانيق « 1 » مضايقه مىفرمود و در تدنّق ( 4 ) « 2 » مىافزود تا به مرتبه‌اى كه متوجّه املاك موروثى امير شيخ حسن ايلكانى كه از عهد پادشاهان اسلام ، غزان خان و الجايتو سلطان - انار اللّه براهينهما - در تصرّف او بود [ شد ] با آنكه اجراى آن در وجوه انعام و پيشكشى ايشان خرج مىشد التماسش به اجابت مقرون نشد و آن محقّر نيز مسلّم نگشت و با وجود اين معانى از اقوال و افعال پادشاه و امير و وزير آثار مخالفت به ظهور مىپيوست و امرا را از آن ساعة فساعة دست و ( 5 ) دل مىشكست . امير شيخ حسن با خود مىگفت : بيت
چو تدبير اين ( 6 ) كار بد كرده‌ام * گناه از كه گيرم كه خود كرده‌ام
امّا چون خود را به هيچ طرف ديگر مأمنى نمىديد و اين صورت انگيختهء او بود اين معنى پوشيده مىداشت و به هيچ وجه از ايشان روى برنمىتافت و امير سيورغان [ 16 - ب ] و حاجى طغاى چون استماع كردند كه با امير شيخ حسن كه آن سلطنت ساخته و پرداختهء او بود چها مىرود ايشان را نيز بدان دولت امّيدى نماند . چون شهزاده
هامش
( 1 ) - م : 839 . ( 2 ) - ت : ندارد . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ت : زنديق . ( 5 ) - م و ل : ندارد . ( 6 ) - ت : آن .
( 1 ) دوانيق : معرب دانگ ( آنندراج ) . ( 2 ) تدنق : با دقت نگريستن ، به دانگ شماره كردن ( اقرب الموارد ) .