بعد از آنكه مردى بسيار نمودند و چندى را از دشمن بيفكندند ، چون تنها با لشكرى بسنده نبودند ( 1 ) هزيمت نمودند . به فيروزى لشكر موسى خان و على پادشاه در پى گريزندگان روان شدند وزير سعيد و برادرش پير سلطان را در سه گنبدان مراغه در روز پنجشنبه بگرفتند و پيش امير على پادشاه بردند . ( 2 )
امير على پادشاه او را اكرام تمام نمود و اگرچه از او آزارهاى فراوان در دل داشت آن بدى را به نيكى خواست ( 3 ) انگاشت ، امّا چون ديگر امرا با او در اين معنى مخالفتى عظيم مىنمودند او را موافقت ايشان كردن از لوازم بود ، به غير اختيار به قتل آن وزير نيكوسيرت خوش صورت فرشته سريرت رضا داد تا او را در روز شنبه احدى و عشرين رمضان سنهء ستّ و ثلاثين و سبعمايه به درجهء شهادت رسانيدند .
نظم
و إنّ حيوة المرء بعد عدوّه * و إن كان يوما واحدا لكثير « 1 »
بيت
يكى شربت آب از پى ( 4 ) بدسگال * بود خوشتر ( 5 ) از عمر هفتاد سال
* * *
جاى آنست كاختران امروز * بر سر از دست چرخ خاك كنند
دردمندان مهر از سر درد * جامه دربر چو صبح چاك كنند ( 6 )
از مرثيهء آن وزير بىنظير مبارك الرّأى و التدبير دو سه بيت ثبت افتاد :
الغياث ، الغياث درگيرند * ناله و آه دردناك كنند
كه وزيرى بدان عزيزى و ناز * به چنين خوارييى هلاك كنند
و برادرش پير سلطان را با دو سه امير بزرگ ( 7 ) به روز يكشنبه شهيد كردند ، و امير سلطانشاه و على جعفر و غيرهما را به تحصيل اموال وزير - طاب ثراه - و اقرباء و اتباع او
هامش
( 1 ) - ت : نتوانستند .
( 2 ) - م و ل : آوردند .
( 3 ) - ت : مواهب .
( 4 ) - ت : پس .
( 5 ) - ت : بهتر .
( 6 ) - ت : بردوش .
( 7 ) - ت : كس .
( 1 ) و زندگى مرد پس از دشمن اگرچه يك روز باشد ، باز هم مدت زيادى است .