آسمانى بر آن جانب بود آيت
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً
* » « 1 » دولت به زبان حال بر امير على پادشاه خواند تا با معدودى چند از حواشى خود گفت :
بيت [ 12 - ب ]
چو مرد بر هنر خويش قادرى دارد * شود پذيرهء دشمن به جستن پيكار ( 1 )
اين بگفت و بر ارپاى كاون حمله كرد .
شعر
كجا تواند ديدن گوزن طلعت شير * چگونه يا رد ( 2 ) بودن تذرو همره باز
بدان جمله از اين طرف مخوف شدند و اميرزاده محمود بن ايسن قتلغ ( 3 ) و سلطانشاه بن نيكروز ( 4 ) به حكم خلافى كه با وزير و آن جماعت داشتند به مدد اعداء سر برافراشتند و توق ارپاى كاون را بينداختند ( 5 ) و پيش اعداى او تاختند . ارپاى كاون را مجال توقّف نماند با وجود آن حال مردانه بايستاد و در جنگ دادمردى بداد و در اين حالت وزير با لشكر دور تر افتاده بود .
امير على پادشاه حيلتى ساخت و دو مرد را از غدّاران هريك به طرفى تاخت تا آوازه درانداخته ( 6 ) با وزير گفتند كه ارپا خان را منهزم گردانيدند و با ارپا خان گفتند كه وزير را گريزانيدند تا دلهاى ايشان شكسته شد و انهزام و خوف را به خود راه دادند .
امرا نيز چون از گريز ايشان وقوف يافتند عنان از جنگ برتافتند و در گريز بشتافتند سيورغان به گرجستان رفت و ديگر امرا هريك به گوشهئى افتادند وزير سعيد و برادرش پير سلطان در جنگ پاى مىفشردند .
شعر ( 7 )
ز هر سو كه باره برانگيختند * همى خاك با خون برآميختند
هامش
( 1 ) - ت : پركار .
( 2 ) - ت : يازد .
( 3 ) - ت : الستقلغ .
( 4 ) - ت : تنكرو .
( 5 ) - ت : بينداخته .
( 6 ) - م و ل : دراندازند .
( 7 ) - م و ل : ت : بيت .
( * ) قسمتى از آيه 249 ، سوره 2 .
( 1 ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 29 .