ديدند روى به هزيمت نهادند و معنى « الفرار ممّا لا يطاق ( 1 ) » « 1 » [ من سنن المرسلين ] برخوانده به تعجيل تمام ترك نام و كام گرفته گريزان شدند .
شعر
درنگى نكردن به راه اندكى * دو منزل همى كرد هركس يكى
به هر صورتى كه توانستند خود را بدان طرف دربند انداختند و به ملك خود ساخته مىگفتند : « نحن كما كنّا ، و العناء زيادة » « 2 » چون آن تهوّر و شجاعت و شوكت و سلطنت ارپا خان مشاهده افتاد ، وقع و مهابت او در نفوس جاگير آمد . پادشاه و لشكر مظفّر و منصور به تختگاه آمدند و ارپاى كاون بنت سلطان الجايتو شهزاده ساتيبك « 3 » را در عقد نكاح آورد و به سبب ( 2 ) آن مواصلت كار دولتش تقويت تمام يافت برحسب انديشهئى كه داشت فتح كار خود در فتح كار ديگران مىپنداشت .
در روز استفتاح سال مذكور ملك سعيد شرف الدّين ( 3 ) محمود شاه اينجو كه قارون زمان و بزرگترين ملوك جهان بود به بهانهء آنكه پسرى را از تخم قنقريان بن هولاكو خان نگاه داشته بود ناپرسيده ( 4 ) به ياسا رسانيد و آن پسر را نيز با دو شهزاده ديگر هم از نسل هولاكو خان كه خامل الذكر « 4 » بودند خفه كرد فرزندان امير محمود شاه اينجو در اين حال در تبريز بودند چون خبر واقعهء پدر بشنيدند بگريختند ، امير مسعود شاه به جانب روم رفت و امير محمّد و جمال الدّين شيخ ابو اسحق پيش امير على پادشاه رفتند و از ماوراء النهر شهزاده توكّل قتلغ ( 5 ) از نسل اوكتاى قاآن بن چنگيز خان با دو پسر كه بدر از رشك ايشان هر ماه ( 6 ) هلالى شدى و خور از غيرت طلعت ايشان هرگاه به خسوف ( 7 ) و كسوف حال گشتى از بيم خصمان گريخته پناه به آن ملك آورده بودند او را با پسران به اردو رسيدند و ارپاى كاون ( 8 ) در پادشاهى ايشان را از خود سزاوارتر ديده بر جانشان
هامش
( 1 ) - م و ت : ندارد .
( 2 ) - م و ل : علت .
( 3 ) - م و ل : ندارد .
( 4 ) - ت : به او رسيده .
( 5 ) - ت : تغلغ .
( 6 ) - ت : بار .
( 7 ) - م : بخصوص ، ت : ندارد .
( 8 ) - ت : ندارد .
( 1 ) - زبده ، بخش دوّم ، ج / 1 ، ص 103 .
( 2 ) ما همان بوديم كه هستيم ، ولى بار مشقت زندگى زيادتر شد .
( 3 ) اين اسم در منابع مختلف به صورتهاى گونهگون ثبت شده است . در حبيب السير ، جزء اول از مجلد سوم ص 207 ، سايتبك است .
( 4 ) خامل الذكر : گمنام ، مجهول نام ( دهخدا ) .