مشورت راه بر صواب آيد * در همه كار مشورت بايد
كار آنكس كه مشورت نكند * نادره باشد ار صواب آيد
و در اواخر حال در اكثر اوقات چون از قضاياى ملكى فارغ شدى و امراى نامدار و وزراى كامكار از عرض [ 6 - ب ] مهمّات و ضبط مهام و نسق امور كلّى بازپرداختندى به آخر روز فضلاى اطراف و علماى اشراف جمع شدندى و به مباحثات شريفه و القاى مسائل شرعيّه و بحث در لطايف علوم و فحص ( 1 ) از ( 2 ) حقايق اشياء ( 3 ) مجلس آراستندى و حريفان بزم روحانى را بر خوان حقايق غذاى ( 4 ) معارف دادندى و ( 5 ) اشربهء دقايق علوم نوشانيدندى ، آرى :
شعر
و للّه منّي جانب ( 6 ) لا أضيعه * و للملك منّى و السّياسة جانب « 1 »
* * *
زمانى نرد و شطرنج و حكايت * كه باشد شخص را دفع ملالى
زمانى بحث علم و درس تنزيل * كه باشد نفس انسان را كمالى
خدايست آنكه ذات بىنظيرش * نگردد هرگز از حالى به حالى
ديگر آنكه به شطرنج ، ولوعى « 2 » تمام داشت و نيكو دانستى از استادان ماهر در آن صنعت چون ، بديع الزّمان اعجوبة الدّهر ، خواجه على شطرنجى التبريزى « 3 » - طاب ثراه ( 7 ) - كه با وجود مهارت در فنّ شطرنج از انواع علوم عارى نبود و دايما به ( 8 ) مطالعه
هامش
( 1 ) - ت : محض .
( 2 ) - ت : آن .
( 3 ) - ت : اسماء .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - ت : « دادندى و غذاى و اشربهء » .
( 6 ) - م : « جانب منى » .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ل : با .
( 1 ) پارهاى از تفكر و عاطفهام از براى خدا است كه آن را فرو نمىگذارم و قسمتى ديگر از وجودم دنيوى است كه به مملكت دارى و سياست تعلق دارد .
( 2 ) ولوع : آزمند شدن ، حريص و آزمند گرديدن ( اقرب الموارد ) .
( 3 ) خواجه على شطرنجى تبريزى : ابو على شطرنجى از مشاهير شعرا بوده و از كثرت مهارتى كه در شطرنج بازى داشته متخلص به شطرنجى بوده و به همين تخلص شهرت داشته است . متأسفانه در كتابهاى تراجم به نام سمرقندى آمده است و از تبريزى بودن او ذكرى به ميان نيامده است ، ريحانة الادب ، ج / 2 - ص 327 .