اشارتى فرمود ، پس استفسار مىنمايد كه غرض از اينچه بود . بعضى از امرا متصدّى جواب گشته عرضه داشتند كه بندگى حضرت مىفرمايد كه يك علاج يا دو علاج ديگر مانده [ 7 - آ ] حضرت صاحب قرانى فرمود كه نه آن مىخواهيم و مضمون اين ابيات به زبان حال تقرير افتاد :
مثنوى
جهاندار گفتا ازين درگذر * كه آمد مرا زندگانى به سر
به فرمان من نيست گردان سپهر * نه من دادهام گردش ماه و مهر
كفى خاكم ( 1 ) و قطرهاى آب سست * زنر ( 2 ) مادهام ( 3 ) آفريده نخست
ز پروردگيهاى پروردگار * به اينجا رسيدم سرانجام كار
كه چندان چه شايد شدن پيش و پس ( 4 ) * مرا بود بر جملگى دسترس
كه ايوان من سر به كيوان كشيد * همان روز مرگم ببايد چشيد
در آن وقت كردم جهان خسروى * منم ( 5 ) دل قوى بود و هم تن قوى
چو آمد كنون ناتوانى پديد * به ديگر سرا رخت بايد كشيد
بىاكراه در مقام رضا و تسليم فرمود كه من در ميان شما يك روز يا دو روز ديگر بيش نهام و به استشهاد اين معنى اطبّا را حاضر فرمود . امرا قضيّهء مقدّم ( 6 ) تقرير كردند ، اطبّا را فرمود كه راست گويند و خوشامد نگويند ( 7 ) كه راستى مرا خوش مىآيد . اطبّا عرضه داشتند كه به عنايت الهى اميدواريم كه سالهاى بسيار سايهء آفريدگار بر سر ممالك ربع مسكون باقى و پاينده بماناد ! . فامّا از روى اسباب و علامات نظر به قواعد طبّى چنان است كه بندگى حضرت مىفرمايد . در اين حالت بعضى از ملازمان با اطبّا قهر كردند كه چرا چنين گفتند و بندگى حضرت بر ايشان محمدت ( 8 ) فرمود و اين حال در شانزدهم شعبان سنه سبع و ثمانمايه در بلدهء اترار بود كه ( 9 ) به وقوع پيوست .
لمؤلّفه ( 10 ) :
هامش
( 1 ) - ت : آبم .
( 2 ) - م و ل : هر .
( 3 ) - م و ل : ماده .
( 4 ) - ت : بس .
( 5 ) - م و ل : كه هم .
( 6 ) - ت : متقدم .
( 7 ) - م و ل : مگويند .
( 8 ) - ل : ندارد .
( 9 ) - م و ل : ندارد .
( 10 ) - ل : ندارد .