غير موضع زيادت از ماينبغى صرف كند لامحال در موضع انفاق از بذل ماينبغى متقاعد شود و پادشاه به حقيقت بندگان خداى تعالى را ( 1 ) نگهبان اموال ( 2 ) است و تصرّف در مال خود به اندازه شايد كرد خاصّه در مال ديگران ، و جمال اين معنى را نصّ كلام ازلى بر منصّهء صدق جلوهگرى مىكند ، آنجا كه مىفرمايد قوله تعالى :
« وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ
* » « 1 » و حديث « لا خير في السّرف » « 2 » خود در شهرت به مقامى است كه به تذكار و تكرار محتاج ( 3 ) نيست .
ديگر آنكه ازدأب - انار اللّه برهانه - آن بود كه هرچه رأى او بر عزيمتى قرار گرفتى ( 4 ) در ضمير منير مستور بودى ، امرا و اركان دولت و اصحاب فطنت « 3 » را طلب فرمودى و به كرّات و مرّات در آن امر طريق استشارت « 4 » به جاى آوردى و مضمون « لا صواب مع ترك المشورة » « 5 » بر خاطر گذرانيدى و فايدهء « من استشار أولي الألباب نزل في أبواب الصّواب » « 6 » را عمدهء حصول مراد شناختى و نصّ
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
* *
( 5 ) »
« 7 » نصب العين داشت .
شعر
شاور صديقك في الخفىّ المشكل * و اقبل نصيحة ناصح متفضّل
و اللّه قد اوصى بذاك نبيّه * فى قوله : شاورهم و توكّل ( 6 ) « 8 »
هامش
( 1 ) - ت : از « غير موضع . . . » تا اينجا ندارد .
( 2 ) - ت : احوال .
( 3 ) - ت : حاجت .
( 4 ) - م : ندارد .
( 5 ) - ت : از « فاذا تا اينجا » ندارد .
( 6 ) - ل : دو بيت عربى را ندارد .
( * ) قسمتى از آيه 31 ، سوره 7 .
( * * ) قسمتى از آيه 159 ، سوره 3 .
( 1 ) اسراف نكنيد كه خدا اسرافكنندگان را دوست ندارد .
( 2 ) خيرى در اسراف نيست .
( 3 ) فطنت : زيركى و دانايى ، هوشيارى ( معين ) .
( 4 ) استشارت : مشورت كردن و صلاحپرسى ( غياث ) .
( 5 ) با ترك مشورت راستى حاصل نمىشود .
( 6 ) كسى كه با خردمندان مشورت كند در راههاى درست خواهد افتاد .
( 7 ) در كارها با ايشان مشورت كن و چون قصد كارى كنى بر خداى توكل كن كه خدا توكلكنندگان را دوست دارد .
( 8 ) مشكل پنهان خود را با دوست خود مشورت كن و پند و نصيحت ناصح بافضل را بپذير خداوند متعال سفارش كرد پيغمبرش را كه با مردم مشورت كن و سپس توكل نما . [ اشاره به آيه :« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »( آيه 159 ، سوره 3 ) . ] .