تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
مصراع
بىآنكه در نبرد فروزنده شد حسام
روايح فتح و ظفر به مشام مىرسيد و عنان جهانگشايى بر هر سمت كه مىتافت . مصراع
بىآنكه در مصاف درفشنده شد سنان
نفحات نجح « 1 » و آمال يافته مىشد و زبان زمانه بدين بيت مترنّم بود : شعر
ترا به جنگ چه حاجت به ضبط كردن ملك * كه رايت تو به فتح آيتى است نيك مبين ( 1 )
ديگر در زمان دولت قلاع و حصونى كه حضيض خندقش به مركز زمين رسيده بود و شرف باره‌اش به اوج آسمان پيوسته ، هريك به رسوخ و استوارى چون بناى هرمان ( 2 ) « 2 » در جهان سمر گشته و حالت تملّك آن در سر ملوك گذشته نگذشته و هواى استخلاص آن در ضمير سلاطين رفته نيامده و آفتاب همّت اهل عالم در تكاپوى برآمد آن فرو شده و ماه نهمت « 3 » بنى آدم در جستجوى گل فتحش [ 4 - ب ] بهره جز خار حرمان نيافته و طمع ملوك از استخلاص آن بريده گشته و دست آسيب حوادث از آن كوتاه مانده . شعر
عروسى بمانده مَدَى الدهر « 4 » عَذْرا * برو دست نايافته هيچ خاطِب
به تيغ قهريلان سپه‌شكن صف‌آراى و گردان عدو بند قلعه‌گشاى بگشاد . بيت
گرفت و زد و كشت و بست و گشاد * جان و مال و همه خصم و دشمن و دژ ( 3 )
هامش
( 1 ) - م : مبيّن . ( 2 ) - ت : فرمان . ( 3 ) - م و ل : اين بيت را ندارد .
( 1 ) نجح : فيروزى و برآمدن حاجت ( لغتنامه ) . ( 2 ) هرمان : همان اهرام مصر است . ( 3 ) نهمت : مراد ( غياث ) . كمال مطلوب ، غايت آرزو ( دهخدا ) . ( 4 ) مدى الدهر : سرانجام روزگار ( غياث ) .