چند تومان از سوق السّلطان بغداد و تيمانچهء تبريز و كوى دراز سلطانيّه و بيت اللّطف شيراز و كوى پايان ( 1 ) « 1 » كرمان و خرابات خوارزم حاصل بود .
شعر
ورا از همه دانشى بهره بود * به شاهى و صاحبدلى شهره بود
خدا هركرا سرفرازى دهد * مپندار كان را به بازى دهد
كه آنكس سزاوار شاهى بود * كه منظور لطف الهى بود
در مجلس او بحث مسائل علمى بسيار واقع شدى و در مسائل ( 2 ) ، دقايق ( 3 ) آن ( 4 ) تصرّف كردى و اكثر موجّه و به ( 5 ) صواب بودى و مسائل مشهور طبّ و نجوم را اكثر مستحضر بودى و در مكارم اخلاق به حدّى ( 6 ) بودى كه محاسن اقوال و افعال او سر باب فضايل سير و آداب شد « 2 » و حسن معاشرت او سردفتر لطايف شيم « 3 » و عادات گشت ، چنان كه در مجالس انس و خلوت طريق لطف و تواضع به غايتى مرعى داشتى كه از فرط بندهنوازى تفاوت ميان مالك و مملوك ظاهر نگشتى و با وجود اسباب مكنت و قدرت ، آثار نخوت جهاندارى بر جبين مبارك او پيدا نيامدى .
شعر
لطفش ار مايهء وجود شود * جسم را صورت روان باشد
و روز بار بر سرير خسروى فرمان چنان دادى كه اگر قيصر روم و فغفور چين درآمدندى از مهابت و سياست در صف بندگان چون بيد از باد خزان لرزان بودندى .
شعر
بأسش اربانگ بر زمانه زند * گرك را سيرت شبان باشد
هامش
( 1 ) - ت : مامان .
( 2 ) - م و ل : ندارد .
( 3 ) - ت : دقيق .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - ت : ندارد .
( 6 ) - م : « بحرى » .
( 1 ) مطلع : « بايان » ، ص 118 .
( 2 ) آن همه قتل و غارت و خرابيها كه در همين كتاب شاهد آن هستيم نيز لابد از مكارم اخلاق او بوده است ! - مقدّمهء مصحّح .
( 3 ) شيم : ج شيمة : خلقها ، خويهاى نيك ( لغتنامه ) .