تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
ذكر آن مشحون است بر بارز استيفا سراسر حشو نمود و در شيوهء جهاندارى و كامكارى ، گوى سبق از خانان تجربه يافته و جهانداران جهان ديده بربود ، نهال اقبال از جويبار نشو و نماى
« أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ
* » « 1 » تا حدّى سايه‌گستر ( 1 ) شد كه طوبى را در چمن خلد ظلّ حسرت « طوبى لمن ظلّ في ظلّه » « 2 » بر چهرهء حال او نشست ، از اطراف هند و چين « فى كلّ زمان و حين » تا اقطار مصر و شام و منتهاى مغرب خلايق متوجّه اردوى همايون ( 2 ) آن پادشاه قهّار گيتى اقتدار ( 3 ) مىگشتند . شعر
ز شرق و ز غرب و ز هر مرز و بوم * ز هندوستان تا به اقصاى روم بزرگان بدان بارگاه آمدى * خرامان به نزديك ( 4 ) شاه آمدى
در تأكيد دعائم « 3 » عدالت و تأسيس مبانى ايالت و حفظ شرايط ملك‌گيرى ( 5 ) و شرط ضوابط دين‌پرورى و دولتيارى آثارى نمود كه ذكر آن تا منقرض ادوار و مختتم اعمار دست‌زدهء حدثان « 4 » و پايمال طوارق « 5 » نگردد . ( 6 ) شعر
ز توران برو تا حدِ هند و روم * جهان شد مر او را چو يك مهره موم همانا كه تا رستخيز اين سخن * ميان بزرگان نگردد كهن
از آثار دهاء « 6 » و حنكت ( 7 ) « 7 » او يكى آن بود كه در تعظيم سادات و علما و تبجيل « 8 » ائمّهء
هامش
( 1 ) - ت : سايه‌گير . ( 2 ) - ت : ندارد . ( 3 ) - ت : « آن پادشاه قهار گيتى اقتدار » ندارد . ( 4 ) - ت : درگاه . ( 5 ) - ت : گسترى . ( 6 ) - م و ل : از « و پايمال طرماذ » ندارد . ( 7 ) - م و ل : صكت . ( * ) آيه 24 ، سوره 14 .
( 1 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 6 . ( 2 ) خوشا به حال كسى كه زير سايه‌اش بماند . ( 3 ) دعايم : ج دعامه : ستونها ، پايه‌ها ، اساس و بنياد ( لغتنامه ) . ( 4 ) حدثان : جوانان ( غياث ) . ( 5 ) طوارق : حوادث ، بلاها ( منتهى الارب ) . ( 6 ) دهاء : زيركى و جودت فكر ( غياث ) . ( 7 ) حنكت : آزمايش و تجربه ( لغتنامه ) . ( 8 ) تبجيل : بزرگ داشتن ( تاج المصادر ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 14 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )