تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
بعضى از ثقات و معارف و مشاهير استماع افتاده كه سطرى از آن مناقب ماحى آثار قياصرهء روم و اكاسرهء عجم و خواقين چين و اقبال عرب ( 1 ) و رايان هند و تبابعهء يمن و ملوك سامان و آل بويه و سلاطين سلجوق تواند بود و ممالك اين مجموع كه ذكر رفت به تحت تصرّف درآورد و شرح كيفيّت آن اگر عمر امان دهد به عرض تو برسد . در ترتيب امور ديوانى و تحصيل وجوه سلطانى قاعده‌هايى نهاد كه تا انقراض عالم دستور وزراى كامل عقل و منشور حكّام صاحب تجربه تواند بود و كوكب دولت و اقبال او به درجه‌ئى بود كه به سوارى ، ديارى مىگرفت و به حكايتى ، ولايتى در ضبط مىآورد و به تهديدى ، لشكرى جرّار منهزم مىگردانيد و به وعيدى سپاهى بىشمار از جاى برمىگرفت . ( 2 ) كس انديشهء مقاومت او به خاطره راه نمىتوانست ( 3 ) داد ( 4 ) و سوداى مقابلت و مقاتلت ( 5 ) در هيچ دماغ جاىگير نمىشد چنان كه آيت ظفر اسكندر را منسوخ گردانيد و رايت شجاعت رستم را منكوس كرد . مالك الملك همچون صانع
« كُنْ فَيَكُونُ
* » « 1 » مفاتيح و مقاليد ربع مسكون بر مقتضاى
« إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ * *
» « 2 » در قبضهء مقدرت او نهاد و چون چتر آفتاب كردار او از مشرق عظمت طلوع كرد . حكّام روزگار كه هريك خود را خورشيد دوران و ماه آسمان سلطنت تصوّر مىكردند چون ستاره از طلوع آفتاب ناپيدا شدند و اگر به تحرير و تقرير رزم و بزم و جمع و تأليف مآثر و مقامات همايون كه آثار محاسن و انوار فضايل آن چون فيض آفتاب در اقطار جهان مشهور و بر سر زبانها مذكور است . علماى عالم و فضلاى بنى آدم خوض « 3 » نمايند و در آن درياى بىپايان به استظهار فصاحت ساعتى انديشند تفضيل او بر ديگر سلاطين به تفصيل در قلم نيارند ، و در شرح آثار و افعال او طريق
هامش
( 1 ) - ت : عجم . ( 2 ) - ت : برمىداشت . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : « و مقاتلت » ندارد . ( * ) اشاره به آيهء مباركهء« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »قسمتى از آيه 82 ، سوره 36 . ( * * ) قسمتى از آيه 128 ، سوره 7 .
( 1 ) زبده ، بخش دوم ، ج / 2 ، ص 907 . ( 2 ) - ج / 2 ، ص 921 . ( 3 ) خوض : ژرف‌انديشى ، فرو رفتن در قولى يا امرى به فكر ( دهخدا ) .