اطلاق و اجمال سپرند و نمونهئى از هر نوع و انموذجى « 1 » از هر باب بيش ياد نكنند ، بلكه عمر بدان ( 1 ) وفا نكند و اگر بر امتداد روزگار باقى مانند و بر تعاقب ليل و نهار به ذكر تحرير واقعات و تقرير مقامات او مشغول شوند ، عاقبت مدّت عمر عالم انقضا پذيرد و نطاق تقرير و تحرير كس بدان محيط نگردد و بر الواح خاطر خردمندان و صحايف ضماير هنرمندان مصدوقهء حكايت امير صاحب قران و احدوثهء روايت اروق نامدار او كه از عجايب شهور و اعوام و غرايب دهور و ايّام است پوشيده نماند كه صدمه گرز ( 2 ) قلعه گشاى و حملهء تيغ جهانگير ايشان به موجب تقدير سابق حكم ازل موافق قضا و قدر بوده و فسط و سياست و فرط استيلا و استعلا و ترتيب لشكركشى و جهاندارى كه مقدّمهء ثبات دولت و قاعدهء خلود سعادت است هيچكس به منزلت و مرتبهء ايشان نرسيده است .
شعر
و ما أنا إلّا قطرة من السّحاب * و لو أنّني صنّفت ألف كتاب « 2 »
پس در مقام عجز به حكم « إنّ القليل على الكثير دليل ( 3 ) « 3 » » بعضى از مخايل ( 4 ) ذات و خصايل ذات ملك صفات مجملا ايراد مىكند تا از آنجا بر كمال دانش و وفور دولت او استدلالى ( 5 ) گيرند و جهانيان را اسباب جهانگيرى و جهاندارى و كمال بطش « 4 » و سياست و شيوهء شهامت و شجاعت كه در هيچ عهد و قرن بدين سياقت معهود ( 6 ) نبوده و از هيچ تاريخ بدين نمط مطالعه نرفته معلوم و محقّق گردد .
حقّ تعالى و تقدّس به كمال قدرت و مشيّت و وفور موهبت و عطيّت خويش از خزانهء
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ
* » « 5 » ذات بىهمال جناب شهريارى را مستعدّ آن كار گردانيده بود .
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : كرر .
( 3 ) - ت : « ان العليل على الكبير دليل » .
( 4 ) - ت : محامد .
( 5 ) - م و ل : استدلال .
( 6 ) - م و ل : ندارد .
( * ) قسمتى از آيه 26 ، سوره 3 .
( 1 ) انموذج : نمونه ( منتهى الارب ) .
( 2 ) نيستم مگر قطرهاى از آن ابر ، و اگر هزار كتاب هم تصنيف كنم .
( 3 ) مقدار كم نشانگر تمام آن است .
( 4 ) بطش : حمله كردن و سخت گرفتن بر كسى ( لغتنامه ) .
( 5 ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 12 .