حقيقت آنكه در واقعات افعال و صادرات آن ( 1 ) اعمال حضرت صاحب قرانى - انار اللّه برهانه و افاض عليه غفرانه و رضوانه - از طورى به طورى و اختلافات ( 2 ) اوضاع و تصدّى عظايم اشغال و شرايف اعمال « و غير ذلك من الامور العجيبة و الاءتّفاقات الغريبة التّى حارفيها العقول و تيه في نوادرها الفكر من خوارق العادات و غرايب الحالات و المقامات « 1 » » اعتبارى بليغ و انتباهى شافى است
« لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
* « 2 » » اگرچه در اين باب سخنوران حاذق به الماس فكر ، جواهر معانى دقيق سفتهاند و با اشارت ( 3 ) و تأليفات ( 4 ) پرداخته و استادان ماهر سخن ( 5 ) هر تحقيق ( 6 ) چنان كه مىبايد گفته و كتب ساخته نقد مغشوش اين ضعيف كمترين ( 7 ) چه رواج آرد و بضاعت مزجات « 3 » در چه حساب آيد :
شعر
چه دستان سرايم من بوالهوس * كه با عندليبان شوم هم نفس
مگر آنكه توفيق يارى دهد * مدد دولت شهريارى دهد
على الجمله غالب ظنّ آن است كه اين سياق كه معروض مىگردد به غيرى مسبوق نخواهد بود .
حضرت صاحب قرانى پادشاهى بود عالى همّت ، كيوان رفعت ، هر جزوى از ذات مكرّمش عقلى مصوّر و هر موئى بر عنصر معظّمش سپاهى از صد جمشيد بر يك گاه ، و صد فريدون در يك خرگاه و صد كيخسرو در يك زين و صد افراسياب در يك ميدان .
شعر
عقل و جان در يك وجود و ملك و دين در يك بدن * مهر و مه در يك كلاه و ماه در يك آسمان ( 8 )
هنگام اظهار حماست و شجاعت چون شير ژيان همه دل ، و در زمان نشر جود و سخاوت
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد .
( 2 ) - ت : اختلاات .
( 3 ) - م : ندارد .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - ت : سخنى .
( 6 ) - م : ندارد .
( 7 ) - م و ت : « اين كمترين » ندارد .
( 8 ) - م و ل : از « عقل و جان . . . » تا اينجا ندارد .
( * ) آيهء 37 ، سوره 50 .
( 1 ) و غير آن ، از امور عجيب . و اتفاقات غريبى كه عقل در آن حيران . و از نوادر آن خارق العادها ، و غرايب حالات و مقامات ، فكر سرگشته است .
( 2 ) براى صاحبدلان يا آنانكه با حضور گوش فرا مىدارند اندرزى است .
( 3 ) مزجات : چيز اندك و بىمقدار ( ناظم ) .