به سان ابر نيسان همه دست . هرجا كه در مصحف محاسن شيم و معالى همم ذكر اوصاف مرضيّهء او پيدا آيد ركوع لازم است و هرجا كه در سورهء مكارم و فضايل ، نام همايون او ظاهر گردد سجود واجب . آفتاب رايش چون راى آفتاب شارق و ماه رايتش چون رايت ماه خافق بود . آيات فتح مبين از حرقهها « 1 » خنجر ذو الفقار آثار او مبرهن گشته و تفسير نصر عزيز از زبان سنان شهاب پيكر او روشن شده به اعتضاد سايس عدلش روباه ضعيف بستر و بالين از پشت شير بر ( 1 ) ساخته و به استظهار پاسبان حزمش در شب تار سپهر زواهر جواهر نجوم از هر طرفى انداخته رأيش در كشف معضلات امور ملك مجتهدى مصيب ( 2 ) آمده و ضميرش در حلّ مشكلات مصالح پادشاهى قدوه و اسوهء سلاطين گشته آنچه آن حضرت را دست داد از سعيهاى جميل و كوششهاى پسنديده دربارهء امور ملك و ملّت ( 3 ) و ضبط مهمّات دين و دولت و رأيهاى ثاقب و تدبيرهاى صائب كه ( 4 ) ذكر كرده مىآيد تا سلاطين عالم و عقلاى بنى آدم بتخصيص فرزندان همايون و اروق ميمون او را در امور معاش دنيوى و فنون قواعد پادشاهى روزنامچهء سعادت و سردفتر دولت و استاد رهنماى و همدم دلگشاى باشد و در گشودن ممالك و پيمودن مسالك و تسخير بلاد و ترفيه عباد ، قولى و فعلى ، آن حضرت را دستور روزگار و مدبّر كار و بار خود دانند و صادران افعال و ناقدان احكام او را متابعت نمايند . ( 5 ) اميد واثق و رجاى صادق كه فوايد اين كتاب بر روى روزگار و صحايف ليل و نهار باقى ماند .
[ 2 - ب ]
شعر
ذكر باقى را بزرگان عمر ثانى گفتهاند * اين ذخيره بس ترا « وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ * ( 6 ) « 2 » »
هرچند افعال و اخلاق و مآثر و ياساق و عدل و انصاف و فطانت و كياست ( 7 ) و صواب انديشى و ملكآرائى حضرت صاحب قرانى - انار اللّه برهانه - تا حدّى مشاهده گشته و
هامش
( 1 ) - ت : نر .
( 2 ) - ت : مصور .
( 3 ) - ت : مملكت .
( 4 ) - م و ل : ندارد .
( 5 ) - م و ل : « و صادران افعال . . . » تا اينجا ندارد .
( 6 ) - م و ل : بيت را ندارد .
( 7 ) - م : « فطانت و كياست » ندارد .
( * ) اشاره به آيهء شريفه 46 ، سوره 18 .
( 1 ) حرقه : حرارت ، گرمى ( دهخدا ) .
( 2 ) كردارهاى نيك كه همواره بر جاى مىمانند .