تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
اول كسى كه در منازل اسپ « يام » بست داراب بود . دختر فيلقوس قيصر روم را بخواست . چون دهان دختر علت . . . « 1 » داشت بعد از آنكه حامله شده بود به خانهء فيلقوس فرستاد و حكيمان دهان دختر را به داروى اسكندروس معالجه نمودند تا اسقاط حمل وى شد . پسر نيكو اخترى متولّد گرديد كه آثار شكوه و جهاندارى از ناصيهء همايونش درخشان و تابان بود . به اين جهت كه مكرر « 2 » دهان مادرش به اسكندروس نيكو شد وى را اسكندر خواندند . و برخى گفته‌اند كه چون صولت و سطوت تمام داشت اسكندر گفتند يعنى شديد البأس . بالجمله داراب چون چهارده سال پادشاهى كرد در هنگام مرض موت دارا پسر خود را پادشاهى داد . از سخنان اوست كه « العدو الضاحك اليك مثل الحنظلة الخضرة . »

پادشاهى دارا [ بن داراب چهارده ] سال بود

بعد از پدر داراى بن داراب به مراسم [ كشور ] داراى و لوازم جهانبانى پرداخته عدل و داد پيشه نمود و در آن عهد قياصرهء روم هر سال يك چرم گاو مملو از بيضهء زرين به رسم باج و ساو نزد داراى كشور ايران مىفرستادند . چون نهال قامت اسكندر در جويبار اصطناع قيصر بر ساقهء باليدگى رسيده بود فيلقوس [ 29 الف ] را مانع آمده گفت هرگاه من و دارا دو برادر باشيم خراج روم به من متعلق است . چون مدت ارسال خراج معهود متمادى شد دارا كسى را به تحصيل آن فرستاد . سكندر متعهد جواب شده گفت مرغى كه بيضه مىآورد نماند . لاجرم ايلچى بىحصول مقصود « 3 » معاودت كرده آنچه شنيده بود تقرير نمود . دارا به خشم رفته با سپاهى كه بحر اخضر در جنب آن ناچيز نمودى روانهء روم شد . سكندر نيز لشكر آراسته برداشته به قدوم مدافعه مستقبل حرب دارا گرديد . چون كار مقاتله به مقابله انجاميد دو وزير دارا كه يكى ماهيار و ديگرى جانوسيار نام داشتند به طمع اين كه كار وزارتشان در خدمت اسكندر رونقى خواهد يافت زخمهاى منكر به دارا زده نزد اسكندر آمدند .
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 2 ) . ظاهرا جمله افتادگى دارد . ( 3 ) . اصل : مقصد .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 84 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان