تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
سخنورى داده و از آن جمله است :
بماليد چاچى كمان را به دست * به چرم گوزن اندر افكند شست
چو سوفارش آمد به پهناى گوش * ز چرم گوزنان برآمد خروش
چو پيكان ببوسيد انگشت او * گذر كرد از مهرهء پشت او
بزد بر بر و سينهء اشكبوس * سپهر آن زمان دست او داد بوس
و چون سپاه تير رستم را تصور نيزه كرده نزد خاقان بردند . وى را از مشاهدهء آن تير خوف و رعب تمام دست داده با پيران ويسه و بزرگان گفتگوها نموده پرسيد كه صاحب اين تير كيست ؟ پيران تجاهل نموده انديشه كرد كه اگر دانند كه رستم به مدد ايرانيان آمده دل شكسته شوند و از سپاهيگرى دور است . گفت نمىدانم و فردوسى گويد .
چو خاقان نظر كرد پيكان و پر * از آن حال شد روى خاقان چو زر
به پيران چنين گفت كاين مرد كيست * ز گردان ايران ورا نام چيست
نديدم چنين كس به ملك جهان * ميان كهان و ميان مهان
همه لشكر آن تير برداشتند * سراسر همى نيزه پنداشتند
لاجرم پيران بساط آن گفت و شنيد را در نورديد . روز ديگر رستم [ 25 ب ] به رخش رخشنده سوار گشته كاموس كشانى را كه عين اعيان سپاه توران بود به خم كمند گرفته ، در حرب ديگر خاقان چين را با كمند از تخت فيل به زير آورده بگرفت و شكست فاحش به تورانيان رسيده ، خزاين بىحدّ و اسباب بىعدّ و فيلان آراسته را گذاشته فرار نمودند و رستم غنايم موفور برداشته مظفر و منصور به خدمت كيخسرو آورد . و در حرب ديگر كه « يازده رخ » گويند از جانب كيخسرو ، گودرز سردار لشكر شده با پيران ويسه حرب نموده و پيران با ده نفر از پهلوانان توران و قاتلان سياوش به قتل آمدند و پشنگ « 1 » بن افراسياب مشهور به « شيده » در دست كيخسرو كشته شد و روز دولت افراسياب برگشته با گرسيوز به دست كيخسرو مقتول گشتند و ملك توران نيز به تصرّف كيخسرو درآمد .
هامش
( 1 ) . اصل : شنگ .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 76 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان