تركان پديد مىآمد ناپديد مىگردانيد ، تا چند آسيا از خون تركان داير كرده آنگاه به ايران معاودت نمود .
رفتن گيو به طلب كيخسرو به توران و رزم او با پيران
و هم در آن اوان شبى از شبها گودرز گشواد در عالم رؤيا ديد كه كيخسرو بن سياوش به تختگاه سلطنت ايران جلوس كرده و افراسياب را گرفته به خون پدر قصاص نموده لاجرم گيو پسر خود را به طلب كيخسرو به توران فرستاد . چون پيران ويسه كيخسرو را سفارش نموده بود كه خود را مخفى مىداشته باشد تا افراسياب آسيبى به وى نرساند گيو سعى بسيار نمود تا كيخسرو و مادرش را به دست آورده عازم ايران شد .
افراسياب [ 24 ب ] مخبر گشته پيران ويسه را با ده هزار نفر به اخذ و استيصال گيو و كيخسرو فرستاد و گيو در آن واقعه رزمى نمود كه مقدور نوع بشر نبود ، تا پيران را گرفته دست بربست و قسم داد كه دست او را هيچ كس نگشايد مگر گلشهر حرمش ، و داستان حرب گيو در جنگ پشن محتاج مزيد بسط نيست .
بالجمله كيخسرو و فرنگيس ، دختر افراسياب ، مادرش را به ايران آورد .
عظماى ايران و زال و رستم نزد كاوس آمده تهنيت داد [ ند ] و [ براى ] كيخسرو « 1 » شادمانيها كردند . از سخنان كاوس است : « البرّ دافع البليات و الامور مرهونة بالاوقات و الاعمال ثمار النيات . »
پادشاهى كيخسرو شصت سال بود
آنگاه كاوس شاه تاج كيانى را بر تارك ميمون كيخسرو جاى داده بر تخت سلطنت ايران جلوس فرمود . كيخسرو دست به عدل و احسان گشوده و زال و رستم و سران سپاه را نوازشات گرانمايه نمود . اصفهان را به گودرز داد و منشور پادشاهى بلاد هند و كابل و زابلستان به رستم عنايت فرمود و فرنگيس مادر خود را به فريبرز كاوس عقد كرد .
گويند كيخسرو زبدهء سلاطين آفاق و ملاذ خواقين به استحقاق و اعتضاد
هامش
( 1 ) . اصل : كيخسرو داده .