تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
محمود ، برادرم شه شير كمين * مىكرد خصومت از پى تاج و نگين
كرديم دو بخش تا برآسايد ملك * او زير زمين گرفت و من روى زمين
( 294 )
سه در گنبدان و صطخر گزين * بود جاى شاهان ايران زمين
( 29 )
ز آهن يكى پارهء آهنين * كشيدند گردان به روى زمين
( 307 )
زد از خشم آيينه را بر زمين * بخنديد ناگاه صبح از كمين
( 348 )
چو پيكان ببوسيد انگشت او * گذر كرد بر مهرهء پشت او
( 76 )
كه جاويد بادا سر تخت او * جهان را فروزان كند بخت او
( 374 )
چو خورشيد بر سر زد از برج گاو * ز هامون برآمد خروش چكاو
( 316 )
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو * يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو
( 372 )
جهانجوى سنجر كه در باغ ملك * نهالى سرافراز بودى چو سرو
چو در مرو مىبود و آنجا نماند * بجو سال تاريخش از شاه مرو
( 182 )
يكى مرد بد نامش آزاد سرو * كه با احمد سهل بودى به مرو
( 68 )
ز ايران برآمد يكى ماه نو * چو مه افسرى بر سر شاه نو
( 72 )
فرو شد به ماهى و بر شد به ماه * خروش سواران و گرد سپاه
( 156 )
مركب فكر ، از صعوبت راه * ماندى از نقش پاى خويش به چاه
( 450 )
يا تو گفتى كه از جوال سياه * زنگى كور سرمه ريخت به چاه
( 399 )
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 510 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان