تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
تير ضعيفان چو گشاد از كمان * بگذرد از نه سپر آسمان
( 368 )
كشيدند از خيمه در يك زمان * به روى زمين صد هزار آسمان
( 327 )
گردون فروگشاده كمند از ميان تيغ * ايام برگرفته زه از گوشهء كمان
( 391 )
به بيداد خو كرده گرز گران * چو دلهاى سنگين سيمين تنان
( 400 )
از بندگان خويش گزين كرد لشكرى * چون چرخ كارديده و چون بخت نوجوان
گردون اثر ، زمانه تهوّر ، اجل نهيب * انجم عدد ، ملايكه نصرت ، قضا توان
( 204 )
پرويز به هر بزمى زرين تره آوردى * زرين تره كو برخوان ، رو كم تركوا برخوان
( 117 )
نهاديم [ نام ] تو چنگيزخان * از اين پس تو خود را تموچين مخوان
از آن رو كه معناى چنگيزخان * [ بود ] شاه شاهان به تورى زبان
( 216 )
چو خفتان و تيغ و چو برگستوان * همه كرد پيدا به روشن روان
( 59 )
نديدم چنين كس به ملك جهان * ميان كهان و ميان مهان
( 76 )
ترا باشد اين تخت و تاج شهان * مرا گوشه [ اى ] بس بود زين جهان
( 80 )
بسيط روى زمين گشت باز آبادان * به يمن سايهء چتر خدايگان جهان
جلال دولت و دين منكبرنى آن شاهى * كه ايزدش به سزا كرد بر جهان سلطان
تو داد منبر اسلام بستدى ز صليب * تو برگرفتى ناقوس را ز جاى اذان
ز بازوى تو قوى گشت بازوى اسلام * كه از تصادم كفار گشته بد ويران
كه داد جز تو ز شاهان روزگار بگو * قضيم اسب ز تفليس و آب از عمّان
براق عزم تو گامى كه برگرفت ز هند * نهاد گام دگر در اقاصى ارّان
تو عمر نوح بيابى از آن كه در عالم * عمارت از تو پديد آيد از پس طوفان
( 207 )
چندان بود سياهى احشام شام را * كز خاوران كند يزك صبح تاختن
( 307 - 394 )