اولا مبلغ يك هزار و دويست تومان از اقسام امتعه و اقمشه و تحف و طرف « 1 » و مجلوبات بلاد و اسپان تازى نژاد به رسم پيشكش گذرانيدند .
آنگاه چالانچيان « 2 » نغمه طراز و مطربان سحر پرداز و نغمهسرايان فيثاغورث آثار از ترنم نواى سوزناك عود تر بر آتش نغمهء مستانه نهاده به خراش نالههاى جگرسوز حسينى ، خون اصفهان را در عروق عراق به جوش آوردند و از نشيد آوازهء پردهء حجاز در هر گوشه [ اى ] عرب و عجم و بزرگ و كوچك را از مسلك مجاز باز آورده به حقيقت آشنا گردانيدند و احسن ما قال :
سخن سنج و بربط زن و خوش سرود * چو آب روان دست افشان به رود
هر يك به نحوى شروع در نغمات و اوزان نموده ، مطاربه و غانيّات كه راقصات لاعبات عبارت از ايشان است خلخال جلوه را در پاى رقص درآورده دلهاى ارباب هوش را از دست برده مدهوش گردانيدند .
صنوبر قدانى چو گلنار تر * به رخساره خون كرده گل را جگر
بالجمله مجلس بهشت آيين به آيينى افروخته گشت كه زهرهء زهرا ، بل روحانيون ملأ اعلى در هوس تفرّج سر از غرفات صوامع قدس بيرون آورده نظاره پرداز شدند .
آنگاه مهتر بيجن ، فراش سركار عالى ، در مدّ نظر اشرف تالار رفيعى مرتّب ساخته شتر قوى جثه را با شش نفر آدمى توانا به موى كاكل خود بالا كشيد و از مشاهدهء آن صورت غريب كه مصداق كريمهء «
يَلِجَ
« 3 »
الْجَمَلُ
[ 189 ب ]
فِي سَمِّ الْخِياطِ
» بود حضرت اقدس مسرور و ساير بينندگان متعجّب و محظوظ گشتند .
پس از آن معركهگيران و قوچبازان و گاوبازان و ساير هنگامه آرايان و هزّالان هر يك در فنون خود به نوعى غريب بساط انبساط مبسوط داشته نقوش خوشدلى بر صفحات قلوب مىنگاشتند .
تا هنگام آوردن مطعومات رسيده از اقسام فواكه و ميوههاى لطيفه و تنقلات
هامش
( 1 ) . اصل : ظرف .
( 2 ) . اصل : چالاچيان .
( 3 ) . اصل : ملج .