تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
تسنيم رياض رضوان است بر آن جريان دادند . چنانچه هنگام هبوب رياح عطرساى دلگشاى ، روح سلسالش سلسلهء حيرت بر پاى نظارهء متفرّجان « 1 » نهادى ، و روايح نسايم عنبرين شمائمش فوائح روح و ريحان به مشام مستنشقان ديار خلخ و طراز طرح دادى . و بر حوالى درياچه و اطراف بارگاه سپهر اوصاف جسرها و مسالك و مخارجها و معابر تعبيه و طراحى و طاق بنديهاى متعدد كرده قريب يك هزار اسطوانه‌هاى طويل نصب فرمودند و فانوسهاى خيال ملوّن مصوّر محتوى « 2 » به صنوف تصنّعات و مخترعات و صور خاطر قريب و تماثيل و اشكال عجيب و قناديل بلورين نصب [ و ] حلبى « 3 » منوّر و مصابيح غير مكرر و مراياى مصقول مربّع و مسدّس و مدوّر ترتيب و تزيين داده علاقه‌ها و گوى انگلهاى گلابتون و مفتول بر حوالى و حواشى تعليق داده بر اطراف آويختند . و نمودار اقسام گلها و رياحين از شمع و كاغذ ترتيب داده بودند كه مبصران بدون مساس تفرقه نمىكردند . به نحوى كه چراغان روز عبارت از آن مىتوان بود . چون هنگام ورود موكب مسعود رسيد و نيّر جهان افروز دولت سليمانى از افق پل اللّه ويردى خان طالع و شارق گرديد از مقدمهء معبر پل تا سراپردهء عظمت انتساب [ 189 الف ] آفتاب قباب كه قريب يك هزار و دويست ذرع بود پاى اندازهاى قيمتى از ديباى رومى و خاراى چينى و اطلس فرنگى و زربفتهاى يزدى و كاشانى و اصفهانى افكندند . زمين رودخانه مانند فلك بوقلمون كه به نقوش كواكب آراسته باشد منظور و ملحوظ مىگشت ، بلكه از بريق و شعشعهء ديباى رنگارنگ آن فضا چون تختهء ارژنگ به نظر مىرسيد . نوّاب عالى با جمهور امراى عظيم الشأن اقبال‌وار و ظفركردار در صحبت ركاب هلال فرساى روانه شده همه جا به نوّاب عالى توجّهات تازه به تازه و عواطف بىاندازه وقوع مىيافت . تا سراپردهء عظمت و اقبال مطرح انوار جاه و جلال گرديده محفل افروز بارگاه كامرانى گرديدند .
هامش
( 1 ) . كذا . ( 2 ) . اصل : مختون . ( 3 ) . منظور آينهء حلبى است .