وجه صلحا و ارباب استحقاق و استيهال مصروف داشتهاند . لاجرم جمعى كه امثال امور مزبوره در جبلت ايشان كفر محض مىنمود اين مزخرفات را وقعى تمام داده در خلأ و ملأ تصديق مىكردند . چندان كه سعى نمودند تا مگر نزاهت عرض شريفش را كه آفتاب آسا از لوث ادناس و ارجاس مبرّا و معرّا بود به خبرى ملوّث گردانيد امكان نيافت و حقيقت و شايت و سعايت بىاصل حسّاد بر ضمير منير اشرف ظاهر گشت . مفتريات را ناشنيده انگاشته از روى توجه بىدريغ فرمودند كه در فلان روز به مهمانى خان خواهم رفت .
از استماع اين ملاطفهء جليله حسّاد از كردهء خود خجل و كافرنعمتان شاكى جعلى از قول و فعل خود منفعل گرديدند و همگى فرقه فرقه در موقف خجالت معذرت مىخواستند . نوّاب خانى باز خاطرجويى ايشان نموده هر يك را به انعام و اكرامى نوازش نمودند .
جولان قلم خجسته رقم در ميدان اوصاف جشن و چراغان كه در ضيافت [ 188 ب ] حضرت شهنشاه سليمان بارگاه نوّاب خانى از قوّه به فعل آوردند
چون روز ضيافت حضرت ظلّ سبحانى معين گرديد جناب خان عالى شأن بنابر مزيد وسعت و فسحت مكان در ميان زنده رود اساس ضيافت نهاده و اولا صفهء عالى اركان بديع البنيان در غايت فسحت و فضا و كمال بهجت و بها به مساحت يك صد و پنجاه ذرع طول و شصت ذرع عرض در عرض يك روز طرح افكنده به اتمام رسانيدند .
و اطراف آن را به اخشاب رنگين برّاق [ و ] محجرهاى مشبوك مصنوع ساخته ، سايبانها و شاميانههاى زربفت و اطلس ختايى و فرنگى با اسطوانههاى مذهّب ملوّن و فقرهاى « 1 » ملمّع دلكش تا عنان آسمان برافراشتند و در محاذى صفهء مزبور درياچهاى به مساحت سيصد ذراع طول و دويست ذراع عرض به حليهء تكوين درآورده زلال سلسال زنده رود [ را ] كه رشك فرماى آب حيوان و طيره ده
هامش
( 1 ) . كذا .