اصحاب الشمال از اصحاب اليمين استفاضهء آب نمايند . امروز اصحاب اليمين به اصحاب الشمال گويند «
أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ
« 1 » » ، و از دمسردى اين دى ماه حوادث احدى به فرياد ايشان نمىرسد .
خامهء دو زبان كه در تحرير وقايع مبسوطه يد طولى بل يد بيضا در اكمام طى القلم داشت چندان كه در بحر قيرگون دوات غوص مىنمايد مدّ مدادى به مددش نمىرسد .
مشتاقان قليون كه در مشغلهء « 2 » « قليون » كشيدن آب كشيده مىخواستند [ 187 ب ] هرچند دود حسرت كانون سينه در گلوى غليان مىدمند به جز كشيدن آه سرد بهره ندارند .
و قهوهء دل سوختهء سياه بخت چندان كه سرمايهء حيات خود را عود آتش بىقرارى مىسازد دم و دودى ندارد . ازين غصه ، سينهچاك بر خاك هلاك نشسته مجملا هنگامهء سرما چنان گرم گشته كه مىترسيم « 3 » اظهار موجب اقشعرار مستمعان گردد .
گفتار در بيان رسيدن موكب عالى به اصفهان و ادراك زيارت مقدس و پاىبوس مبارك
چون نوّاب عالى به حوالى اصفهان رسيد حضرت اقدس اعلى خاقانى مقرّر فرمودند كه تا تعيين ساعت معيّن در حوالى باغ كونه باشند . لاجرم موكب عالى سه چهار روز در آن مكان خجسته توقف نمودند تا روز شنبه [ . . . ] شهر رجب المرجب نوّاب همايون خلوت سوار شده در باغ كونه نوّاب عالى را طلب فرمودند و نوّاب خانى به عزّ زيارت و سعادت پاى بوس مبارك كه اهمّ و اتمّ مقاصد و مآرب مىدانستند سرافراز و به اين كلام همايون ممتاز گرديدند كه خان نوّاب همايون ، ما « 4 » بسيار اشتياق شما داشتيم . جهت دير آمدن چه بود .
نوّاب خانى معذرت انسداد شوارع و وفور برف را به موقف عرض رسانيده مصدر كمال عواطف شدند . بعد از صرف كردن غليان و قهوه حسب الامر الاعلى
هامش
( 1 ) . قرآن : من الماء .
( 2 ) . اصل : شغل .
( 3 ) . اصل : مترسيم .
( 4 ) . اصل : با .