قتل رسانيد و كردستان را به سولاغ حسن « 1 » تكلو و مشهد مقدس را به مرتضى قلى خان پرناك و هرات را به عليقلى خان شاملو داد و چون مردم از وزارت ميرزا شكر اللّه راضى نبودند وزارت را از او گرفته به ميرزا سلمان داد .
روزى در باب طعن عايشه شبهه به خاطرش رسيد كه چرا مردم زوجهء مطهرهء رسول را دشنام مىدهند . ميرزا مخدوم جوابى بر طبق رضاى ميرزا گفت . بدين جهت مردم گمان تسنّن به وى بردند . پس از بلغار خليفه پرسيد كه اگر شخصى حرم ترا دشنام دهد تو را خوش مىآيد ؟ [ 169 الف ] بلغار خليفه گفت ما لعن مىنماييم ، دشنام نمىدهيم . ميرزا گفت تو مرد تركى ، اينها را چه مىدانى . بلغار گفت ميرمخدوم سنّى در حضور سلطان ابراهيم ميرزا مكرّر اين بحث را كرده و ملزم شده است . ميرزا فرمود تا بلغار خليفه را چندان زدند كه به مردن رسيد و منصب او را به دده خلفا مفوّض گردانيد و مذهب سنّى علانيه شد و از سطوت وى شيعيان را مجال گفتگو نبود .
روزى زرگر باشى آمده پرسيد كه در سكهء جديد چه نقش كنيم . ميرزا فرموده كه زر به دست خلاف مذهب و قصاب مىرود . اگر گويم نقش كلمهء طيّبه خوب نيست خواهند گفت كه سنّى است . به واسطهء « على ولى اللّه » چنين مىگويد . آخر مقرّر فرمود كه بر يك جانب نام او و بر طرف ديگر نقش كنند كه :
ز مشرق تا به مغرب گر امام است * على و آل او ما را تمام است
آنگاه فرمود كه نعش حضرت خاقان جنت مكان را به مشهد مقدس بردند و مرتضى قلى خان پرناك بعد از دفن نعش به هرات رفته شاه گيتى ستان [ را ] كه هفت ساله و در هرات بود به قتل آورد ، و همچنين فرمود كه ولى خان سلطان قلخانچى « 2 » اوغلى به شيراز رفته نواب سكندر شأن را مقتول گرداند .
در خلال اين احوال ذوذنابه در برج قوس مرئى گشت . چون ميرزا در اكثر علوم سيّما نجوم مهارتى داشت از مشاهدهء اين حالت اندوهگين گشت ، چرا كه به طالع جوزا متولّد گشته بود و هرگاه مولود به طالع جوزا باشد وتد برج قوس است . تا
هامش
( 1 ) . خلاصة التواريخ : حسين .
( 2 ) . اصل : قليخانچى .