تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
و تاريخ جلوس خود را چنين فرموده بودند كه :
شرف بندگى شاه نجف * يافته چون ز بدايت طهماسب
گشته تاريخ شهنشاهى او * بندهء شاه ولايت طهماسب

ذكر جلوس اسماعيل ميرزا و بعض وقايع سانحه كه در آن وقت وقوع يافت

بعد از نواب خاقان جنت مكان اسماعيل ميرزا بر سرير جهانبانى جلوس نمود . تفصيل اين مقال على سبيل الاجمال آن كه چون قضيهء هايلهء سلطان حيدر ميرزا وقوع يافت حيدر سلطان جاپوق از قزوين به طلب اسماعيل ميرزا رفت . چون ميرزا از مقدمه خبر يافت تا سه روز در پاى قلعه توقف [ 168 الف ] نموده آن‌گاه به اردبيل رفته امارت جدّ امجد نموده از آنجا روانهء قزوين گرديد تا در چمن زنجان ميرزا سلطان ابراهيم و ميرزا سليمان ناظر « 1 » و اهل خدمت خاقان جنت مكان رسيده خيام نصرت انجام از حرم و ديوانخانه و بيوت و ساير اسباب سلطنت بردند و سرادقات عظمت آيات افراشتند و روز ديگر سوار گشته چتر فلك فرساى بر بالاى سرش داشته داخل دولت خانه شد و ابراهيم ميرزا تخت [ را ] پاى بوس كرد . ميرزا وى را در بركشيده كمال مهربانى نمود و خطاب برادر كرده انيس و جليس فرمود و پيرمحمد خان از گيلان با امامقلى ميرزا آمده شرف ملازمت دريافت و پيرمحمد خان در گيلان به دوستى اسماعيل ميرزا متّهم بود . بالجمله ميرزا ، امامقلى ميرزا را در برگرفته تفقدات نمود . ليكن به جهت ساعت دخول بلد واقع نشد . بعد از چند روز حسينقلى خلفا را كه حكم او ثانى حكم همايون بود قورچى باشى مهد مقدس نموده و فرمود كه اگر صوفى ماست امروز بيرون رود . خلفا طوعا او كرها از شهر بيرون رفت . شخصى متعاقب وى رفته در دامغان هر دو چشمش را ميل كشيده و به واسطهء دوستى حيدر ميرزا جمعى از خوانين و اكابر استاجلو به قتل آمد [ ند ] و خلايق از اطراف و اقطار عالم آمدند و به حدّى ازدحام خلايق روى داد كه در بازار و كوچه‌هاى قزوين مجال تردّد نبود .
هامش
( 1 ) . اصل : باظر .