تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
و در قزوين عمارات عاليه به جهت بيوتات و ديوان خانه بنا فرمود و اساس طمطراق پادشاهى به نحوى پيش گرفت كه از عهد سليمان الى الان نشان نداده بودند و قيصر و خاقان را كمترين ملازمان مىشمرد و با وصف آن كه خوانين سرحدها و ثغور همگى در پايهء سرير خلافت بودند و سرحدها خالى بود از صيت سطوت و شوكت وى گرگ ، بره از هيچ گله نبرد و خلايق را به روز موعود ديوان كه بعد از جلوس خواهد بود وعده مىنمود . چون نعش حضرت خاقان جنت مكان را هنوز روانهء مشهد مقدس نكرده بودند فرمود تا نعش را از دولت خانه بيرون آورده در گنبد مقبرهء امامزاده حسين امانت گذاشتند . آن‌گاه در مزار كثير الانوار مزبور فرمود [ 168 ب ] تا سايبانها و شادروانهاى عظمت برافراشته فروش ملوّن مذهّب افكندند و دوازده هزار طبق حلاوه و دوازده هزار لنگرى طعام كشيده به فقرا و ارباب احتياج دادند . آن‌گاه روز معهود جلوس در چهل ستون جشن عظيم فرموده در هفتم جميدى الاولى شهزادگان ذى شأن و امراى رفعت مكان و سادات عظام و اهالى كرام جمعيت كرده ميرزا با شكوه تمام بر سرير شاهى جلوس فرموده و اول شهزادگان و سادات پاىبوس كردند . ديگر امرا و عظما به تقبيل سرافرازى يافتند و ايلچيان نظام شاه و ابراهيم خان والى لار و ميرزا خان والى مازندران و عيسى خان ولد لوند خان و لوارصاب « 1 » گرجى و سيد سجّاد والى عربستان و ايلچيان فرنگ پيشكشها گذرانيدند . پس چون امور خلايق معوّق بود مقرّر داشت كه سلطان ابراهيم ميرزا به اتّفاق محمدى خان تخماق و ميرزا على سلطان قاجار و ميرزا شكر اللّه در ديوان عدالت پناه نشسته فيصل مهمّات نمايند و خود بر عنوان فرامين مىنوشت كه « هو العادل » و در نظم اشعار « عادل » تخلص مىكرد . آن‌گاه منصب صدارت ممالك محروسه را به ميرزا مخدوم شريف داد و بعد از چند روز شش نفر از شهزادگان را به قتل رسانيد و ايالت گنجه و قراباغ را به سكز سلطان زياد اوغلى داد و مسرّعى به سيستان فرستاد و بديع الزمان ميرزاى ولد بهرام ميرزا را به قتل رسانيد و سلطان احمد ميرزا و امامقلى ميرزا را در ميدان قزوين به
هامش
( 1 ) . اصل : لور صاحب .