تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
قوم رحيق
« خِتامُهُ مِسْكٌ »
« 1 » دركشيده طاوس روح كثير الفتوحش به رياض فردوس خراميد . حضرت اعلى بر حسب وصيت امير مرحوم مزبور امير يار احمد اصفهانى را منصب وكالت ارزانى داشت و ملقب به « نجم ثانى » فرمود و مير مزبور مردى عاقل بود . فطانت كامل و نجدت و شهامت شامل داشت . اندك وقتى به ميامن انظار عواطف شهريارى بر اعلى مدارج دولت و اسمى معارج شوكت ارتقاء و اعتلا نمود . ملاذ اكابر [ 164 الف ] و افاخم ايران گشت ، چنان كه ذكرش بر السنه و افواه جارى است .

ذكر طغيان احمد سارويى و محمد كره

مورخين نگاشتهء لوحهء تبيين فرموده‌اند كه قبل از آن كه ولايت عراق به تصرّف پادشاه به استحقاق آيد بنابر فتور دولت آق‌قوينلو شخصى كه مشهور بود به سلطان احمد سارويى با جمعى مردمان هر جايى كه به وى ملحق گرديده بودند دار العبادهء يزد را متصرّف شد . چون بلاد عراق ضميمهء ممالك محروسهء شهريار آفاق گشت ايالت يزد به حسين خان لله تفويض يافت . آن جناب شعيب آقا نامى را كه در سلك ملازمانش انخراط داشت به داروغگى يزد تعيين نمود و حكم همايون شد كه شاه نقى الدين محمد اصفهانى در صحبت شعيب آقا به يزد رود و سلطان احمد را از طريق خلافت و عناد به مسلك صلاح و سداد هدايت نمايد . ايشان به يزد رفته سلطان احمد را به مواعظ و نصايح متنبه گردانيدند . شعيب آقا چند روزى به حكومت مشغول بود . سلطان احمد را حقد جبلّى برين داشت كه شعيب آقا را در حمام بكشت . و محمد كره كه در عهد آق‌قوينلو داروغهء ابرقوه بود و در حين نهضت رايات ظفر طراز به شيراز تحف و تنسوخات « 2 » به خدمت اشرف برده بود [ و ] حضرت اعلى حكومت ابرقوه را به وى داده بودند - وجه تسميهء كره آن كه در بلاد كوه‌گيلويه از
هامش
( 1 ) . اصل : من ميگسارد . ( 2 ) . اصل : ملتوخات ( - تنسوقات ) .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 398 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان