اهتمام ديگرى مقرر فرمود .
ذكر توجه رايات به اعزاز ظفر طراز به دار الملك شيراز از نوبهء ثانى
چون حضرت اعلى از اين مقدمات فراغت يافت از شوشتر روانهء شيراز گرديدند . مقارن ركوب توسن گردون شكوه امير نجم الدين مسعود و بيرام بيك قرامانلو وارد اردوى معلى گشته ملك رستم را با خود به نظر همايون آورده به ركاب بوس معزز گردانيدند .
حضرت ظل اللهى وى را مصدر عنايات شاهانه فرموده در همان روز امر نمود تا محاسن وى را كه يك ذرع [ و ] يك شبر طول داشت به لئالى متلألى و جواهر شاهوار مرصّع نموده تاج و خلاع همايون ارزانى فرمودند و ترصيع ريش فرعونى ملك رستم ، مقابح طغاة و عصاة آن نواحى را به محاسن شيم تبديل نمود . همگى لران كوهستانى و غولان بيابانى آنجا سالك جادهء مطاوعت گرديدند و ملك رستم به همان نسق چند روز در ملازمت ركاب همايون به سر برده مرخص گرديد .
گفتار در شكار قمورقاى حضرت خاقان سليمان شأن در بلاد فارس و توابع
چون به عرض اشرف رسيد كه در فارس نوعى « رنگ » مىباشد كه آن را « پازن » مىگويند و فادزهر حيوانى از آن به دست مىآيد فرمان واجب الاذعان شد كه عساكر ظفر مآثر و سرخيلان و ريش سفيدان ايل و احشام از سى فرسخى جرگهء شكار قمورقا برانند . بعد از چند روز چندان وحوش و بهايم و سباع در اصطهبانات و حوالى جمع آمد كه مؤدّاى «
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ
» به ظهور رسيد .
آنگاه مقارن فروردين ماه كه موكب نورانى سلطان سپهر زبرجدين رايات زرنگار به دشت و كوهسار برافراخت و قابلهء باد بهارى به دستيارى ابر آذارى اطفال عالم عنصرى را در مهد خضارت و نضارت پرورش داد و سوسن آزاد با بلبل استاد ، زبان به نوا در اوصاف گل سورى مىگشاد ، باد طرب افزاى فروردين مشام ايام را عنبرآگين و بهجت قرين مىگردانيد سنبلتر جعد مشكين بر رخسار نرگس مىسود