تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
و از غايت اهتزاز [ 163 الف ] جلاجل اوراق اشجار سر و پاى در گل رقصان بود .
سلطان گل از كمال اعزاز * بنشست فراز مسند باز
از گوهر آبدار ژاله * پر شد قدح عقيق لاله
حضرت شاه دين پناه باز سرافراز را بر بهلهء اعزاز جاى داده ، لختى صيد كبك و تيهو و درّاج و مرغان آبى فرمود . آن‌گاه كمان قوس نشان را بر سر چنگ گرفته به صيد شير و پلنگ و گور و رنگ اشتغال نمود و در كمتر زمانى از چندان شكارى كه مصداق «
إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
» داشت اثرى باقى نماند .
درآمد جنگل شاهى به تاراج * نه تيهو ماند بر بالا نه درّاج
ز سير تازيان شير « 1 » آهنگ * فضاى دشت بر نخجير شد تنگ
القصه ، به يارى حضرت بارى چندان شكارى در آن صحارى و برارى افكنده شد كه فضاى شكارگاه از وفور خون وحوش و طيور مانند لاله‌زار موّاج مىنمود . بعد از فراغ شكار موكب به اعزاز به شيراز رفته چند روز توقف فرمود . گويند همواره معتاد خاطر همايون چنان بود كه از مبادى انكشاف صبح جلال و جمال تا اواخر حال هرگاه شاه بىهمال ارادهء امرى را از معظمات امور در باطن قدسى مواطن رسوخ مىداد « 2 » اولا جشن فرخنده به تقديم رسانيده عنان سلطنت را كه عمدة تأييد يافتگان بارگاه كبريايى بودند به تفويض خلاع فاخره و اسپان زرين ستام و سپرهاى حلبى و تيغهاى مصرى و تاج گرانمايه و عقود و نقود معزز و مباهى مىگردانيد . در شيراز جشنى عظيم برآراسته به دستور معهود امرا و عظماى سپاه را مورد صنوف عواطف گردانيد . در تضاعيف اين حال اخى بيك كه به رسم رسالت نزد عماد الملك والى هرموز و حاكم لار رفته بود مراجعت نموده تحف و طرف و مجلوبات روم و چين با عرايض اخلاص آيين ايشان به نظر رسانيد و ايلچيان ايشان مرخّص گرديدند . در اين اوقات حضرت اعلى در شيراز توقف فرمودند .
هامش
( 1 ) . اصل : سير . ( 2 ) . اصل : بمداد .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 396 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان