اطفال مهد ناميه دوخته ، فراش باد صبا ساحت با سماحت باغ و راغ را به نمارق مصفوفه و ذرائى « 1 » مبثوثه برآراست .
و سلطان زبرجد لواى نوروز فيروز اطفال تخوم « 2 » و اشجار را كه از دستبرد صولت بهمن و اسفندار در خباياى تجاويف ارضى مستور و محجور گرديده بودند در كنف رعايت بر منصهء عالم آراى جلوه داد . نسيم صبا به تهنيت ورود همايون در غاليه سايى و انفاس عيسوى اساس چمن به شغل روح در بدن به نماى و فضاى صحرا مانند سپهر مينايى مىنمود از وفور رطوبت و لطافت هوا تو گفتى اضداد اربعه با يكديگر دم تتابع و توافق مىزدند .
از دم روحبخش فروردين * يافت جاى ستادگى برين ( ؟ )
خواند سوسن به نرگس بيدار * نكتهء فانظروا الى الاثار
حضرت اعلى در متنزهات فارس چند روز به شكار مشغول گشته روزها به شكار افكندن و شبها به عيش و سور و سرور قيام مىنمودند [ و ] ساقيان [ 161 ب ] زهره جبين جامهاى زرين به گردش آورده مصداق «
يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ
« 3 »
بَيْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ
» به وضوح پيوست ، و مغنيان و مطربان به ساختن عود و سرود مشغول گشته از نواى سوزناك عراق عود نيز بر آتش مىگذاشتند .
به قانون ، امور طرب كرده راست * بدان سان كه طبع طرب پيشه خواست
چو صوفى به الحان آن مهوشان * معلق زنان زهره بر آسمان
و در آن جشن فرخنده چند روز به عشرت كوشيده منجوق درفش آفتاب فش از چتر زركش خورشيد و نواى روح افزاى شادمانى از شبستان منوّر ناهيد بگذرانيد .
آنگاه مستعد افاضات روحانى و جسمانى عمدة العلما قاضى محمد كاشانى
هامش
( 1 ) . اصل : ذرابى .
( 2 ) . اصل : نجوم ( نجوم هم مىتواند مفيد معنا باشد به معنى گياهى كه ساقه ندارد در مقابل شجر به معنى گياه ساقهدار ، چنان كه در تفسير آيه 6 سورهء الرحمان : «وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ، مفسران آوردهاند . و در ترجمهها نجم به گياه ترجمه شده است . بعيد نيست مؤلف به آيهء مذكور هم نظر داشته است . ( م . پورمختار )
( 3 ) . اصل : معى .