تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
. . . « 1 » آيينها برآراسته پيشكش و هدايا به نظر انور گذرانيده عرض نمودند كه سلطان مراد قبل از ورود اردوى همايون به شوشتر رفته از آنجا نيز حوصلهء توقف در خود نديده به دار السلام بغداد رفته .

ذكر ورود ايلچيان و حكام بلاد فارس و خوزستان به خدمت شاه قضا توان

چون چتر به اعزاز ، سايهء آفتاب پيرايه به شيراز افكند حكام ، ولات ، امرا از ساحل بحر عمان و لار و هرموز و كرمان و سيرجان و خوزستان بعضى خود به پايهء سرير و الا آمده ، برخى ايلچيان فرستاده ملتزم جادهء عبوديت گرديدند و تحف و طرف و مجلوبات به نظر رسانيدند و هر يك در خور پايگاه و مراتب [ 161 الف ] دلجويى و نوازشات گرانمايه يافتند . و جوقى از خدام سدّهء سنيهء سپهر احتشام كه از نواصى احوالشان لمعات اشراقات «
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى
« 2 » » درخشنده آمده به قدر قابليت فطرى مستعد افاضهء «
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
» گرديده بودند به ميامن عواطف بىدريغ سرافراز فرموده از . . . « 3 » ايالت و اقتدار ممالك به سرپنجهء اهتمام ايشان داده چندان از عقود درر غرر و لئالى متلألى و نقود سيمين و درستهاى « 4 » مغربى به هر يك بخشيد كه سقوف و جدار بيوت و اياوين « 5 » نگارخانهء خيال ملمّع و مرصّع گرديد . فتح‌نامه‌ها به اطراف و اقطار ارسال گردانيد و چند روز در حومهء شيراز بساط عشرت و خوشدلى مبسوط فرمود .
گردون فرو گشاده كمند از ميان تيغ * ايام برگرفته زه از گوشهء كمان
مقارن وقت سلطان كامران بهار به دشت و كوهسار خراميده ، خيام ملوّن رياحين بساط سبزه بر سر پاى نموده ، طاوس نگارين بال بهار ، بوقلمونى آغاز نهاده و پادشاه نضارت دثار ربيع خلاع ملوّن
« مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ »
را بر قامت قابليت
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 2 ) . اصل : الحسن . ( 3 ) . يك كلمه محو شده . ( 4 ) . اصل : درشتهاى . ( 5 ) . جمع ايوان .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 391 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان