هماون در نظر دوست و دشمن خوار و بىاعتبار گرديد .
ز هر شوشه « 1 » ناوك چنان مىپريد * كه با ناوك از سينه جان مىبريد
چون مالك الملك بىنياز نهال آمال شاه بىهمال را مثمر ميوهء مراد فرموده بود و فرمان عالى عنوان دولتش را به طغراى «
وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ
» مزيّن و موشح نموده نسايم فتح و ظفر بر پرچم [ 160 ب ] اعلام نصرت انجام وزيده دبور ادبار و نكباى نكبت بر لشكر سلطان مراد در هبوب آمده به مقتضاى «
وَ قَذَفَ
« 2 »
فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ
» خايب و خاسر هزيمت نمودند و غازيان شير شكار تا دو فرسخ هزيمتيان را تكاميشى كرده غنايم موفور به دست آوردند و خزاين و بارگاه و توپخانهء به آن آراستگى « 3 » به سركار حضرت اعلى انتقال يافت .
حضرت اعلى به شكر ايزد يكتا قيام نموده چند روز در متنزهات همدان به سر برده احوال سلطان مراد نامراد بپرسيد . عرض نمودند به جانب فارس ايلغار نموده .
نهضت رايات همايون به شيراز و فتح بلاد فارس
لاجرم رايات ظفر طراز به جانب شيراز در اهتزاز آمد . مقارن حال خبر دادند كه حسن كياى چلاوى « 4 » در حصار رستمدار جمعى را بر سر خود حاضر كرده دواعى استبداد دارد . بنا بر اين الياس بيك ايغور اوغلى را با فوجى از غازيان معارك پردلى نامزد بيشهء حسنكيا گردانيده مقرر فرمود كه حصار رستمدار را نيز به تصرف اولياى دولت قاهره درآورد .
الياس بيك با فوجى عظيم از ابطال الناس و غازيان ، بىخوف و هراس متوجه گيلان شده از آن مقرّ ، منصور خاطر مراجعت نموده به خدمت پادشه ضيغم افتراش آمد و موكب سپهر مراتب در ضمان از آن پادشاه بىنياز شاهد « 5 » وصول به شيراز انداخته كلويان و كلانتران قدرت سليمان اسواق « 6 » و دكاكين . . . « 7 » به پاى شوشترى و
هامش
( 1 ) . اصل : ششه .
( 2 ) . اصل : قدت .
( 3 ) . اصل : از آهستگى .
( 4 ) . اصل : علاوى .
( 5 ) . اصل : شايد .
( 6 ) . اصل : اواق .
( 7 ) . جاى يك كلمه سفيد .