ذكر محاربهء حضرت صاحبقرانى با شيخ ابراهيم الشهير [ به ] شيخ شاه و فتح نمودن
چون ماه علم بيضا پرچم پرتو وصول به شماخى افكند خبر رسيد كه شروان شاه با فرقهاى از مخاذيل نكبت دستگاه بيشهء عظيمى « 1 » را كه فى ما بين قلعهء گلستان و حصار بيغرد واقع « 2 » است مأمن خود ساخته اردوى خود را به اخشاب و اغصان اشجار و چيزها استحكام داده است . شاه جم جاه به آن صوب نهضت فرمود .
چون شروان شاه شنيد كه شاه دين پناه عازم رزم اوست پاى ثبات و قرار وى از جا رفته به قلعهء گلستان رفت . تا در دو فرسخى شماخى تلاقى فريقين روى داد .
آن روز در معسكر همايون هفت هزار سوار بودند .
پادشاه مؤيد منصور تعبيهء سپاه نموده روى به محاربه آورد . شروان شاه با بيست هزار سوار جرّار به خوف و رعب تمام خود را به تجلّد كردن داشته دست به حرب گشوده غريو كوس رعد آواز با . . . « 3 » افسوس مىنمود و نعرهء ناى و بوق صور آساى به اوج عيوق مىرسيد و از بريق تيغ برق كردار خرمن اعمار خصمان نابكار مىسوخت و از آتش رماح آتشبار سليح « 4 » در ابدان مبارزان مىافروخت .
كوس اذان در داد وانگه نيزهء قامت بركشيد * شد ز تكبير زبان دشنهء دشمن در سجود
[ 158 ب ]
پادشاه ظفر شعار حسام ذو الفقار آثار از نيام برآورده به حملات متواتر دمار از خصمان برمىآورد و غازيان شير شكار متعاقب نقد حيدر كرّار رزمى نمودند كه بهرام خونآشام چنان دستبردى نديده بود . اما بر طبق كريمهء «
وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
« 5 » » نسايم فتح و ظفر بر پرچم خجسته شيم وزيده اعادى دين و دولت هزيمت كردند .
نسيم نصرت آمد روحپرور * مشام غازيان زان شد معطّر
صوفيان و غازيان تا دو فرسخ ايشان را تكاميشى نموده غنايم بىشمار با
هامش
( 1 ) . اصل : عظمى .
( 2 ) . اصل : واقعه .
( 3 ) . يك كلمه ناخوانا .
( 4 ) . اصل : سلخ .
( 5 ) . اصل : الرحيم .