بوادى حيرانى « 1 » در حدود گوگچه « 2 » تنگيز اقامت داشت . حضرت اعلى را تكليف يورت خود نموده ، پادشاه جم جاه بذل همت « 3 » او نمودند . بعد از پنج شش روز ظاهر شد كه از غمام مهربانى بارانى بحر ترشح برف و برودت به ظهور نمىرسد .
لاجرم امراى صوفيه كه هر يك « گرگ باران ديده » بودند حضرت اعلى را در شبى از شبها كه سيمرغ زرين بال گردون آهنگ كنام مغرب نمود و غراب مشكين جناح شب [ 157 الف ] داج اجنحهء قيرگون بر بيضهء بوقلمون ارض بگسترانيد با صوفيان يكدل .
سپاه دلاور كه گاه ستيز * ره مرگ پويد نه راه گريز
از آن منزل برداشته كوچ كردند . سلطان حسين [ چون ] ديد كه ظلال غمام كيد آن را با وجود شعشعهء عالمگير آفتاب دولت خاقانى فايده مترتب نمىگردد از نفاق باطل خود پشيمان شد .
ذكر ورود قراچه الياس به درگاه جم التباس
چون جار به صوفيان رسيد روز به روز قشونها داخل اردوى همايون مىگرديدند . از جمله قراچه الياس با فوجى از ابطال الناس به اردوى جم التباس مىآمد . در عرض راه به قلعه [ اى ] وارد گرديد كه منتش نامى با جمعى دليران در آنجا به قطع طرق قيام داشت . چون يك پاس از شب زنگى لباس درگذشت بر سر قراچه الياس ريخته در آن شباهنگ برخى را مقتول و جمعى را مجروح گردانيده اسباب ايشان را به يغما بردند . قراچه الياس به اردوى همايون آمده حقيقت عرضه داشت .
حضرت اعلى فورا از منزل دقوزالام « 4 » سوار گشته خاطر خير اساس حقشناس به جهت معاملهء قراچه الياس به تسخير قلعه مصروف داشت .
روز ديگر حوالى قلعه مضرب خيام سعادت انجام گرديده شب توقف نمود .
روز ديگر كه كوتوال سپهر زبرجدين فام بر بام چهارم اشام « 5 » برآمده شبروان اختران را هزيمت فرمود ، حضرت اعلى به نفس نفيس انفس اقدس بر قلعه تاختن آورد .
هامش
( 1 ) . اصل : حرانى .
( 2 ) . كركچه .
( 3 ) . اصل : همتش .
( 4 ) . اصل : نقورالام .
( 5 ) . اصل : كذا ، در معنى آسمان . در ص 343 نيز آمده .