تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
غازيان تكبير گفته سورن « 1 » انداختند و به طرفة العين چنان حصارى را كه شنقار اختبار سلاطين جم اقتدار را بر فراز بروج آسمان عروجش ، قدرت طيران از قبيل محالات و مقولهء ممتنعات بود .
ز بالاش گفتى كه در قعر چاه * فلك چشمه و چشم ماهى است ماه
مسخّر گردانيدند و تيغ بىدريغ را از آن دزدان دريغ نداشتند . منتش سركش را آتش در نهاد افتاده فرار نمود و اموال نامحصور موفور كه به مرور دهور جمع كرده بود به دست غازيان آمد . حضرت اعلى فرمود تا اموال قراچه الياس را استرداد فرموده مابقى را غازيان تقسيم نمودند و منتش دو سه روز سرگردان بود . بالاخره با تيغ و كفن نزد قراچه الياس آمد تا در خدمت همايون التماس [ 157 ب ] وى نمود و منتش نيز با قشون خود كه همگى دلاوران رزم آزموده بودند در سلك بندگان منخرط گرديدند .

ذكر كشتن حضرت اعلى خرس را در ساروقايه

چون خاطر قدس مظاهر از اين مقدمه فراغت يافت به ييلاق « 2 » ساروقايه نهضت فرمود . در آن مرغزار جنت آثار قبهء شاميانه و بارگاه به اوج مهر و ماه برافراختند . به عرض همايون رسيد كه خرس قوى هيكلى چون دبّ الاكبر در مغاره‌اى منزوى گشته و مترددين از آن زحمت تمام مىيابند . حضرت اعلى دفع آن را به نفس همايون وجههء خاطر فرموده به دو چوبهء تير آن را از پاى درآوردند . بعدها امرا در باب رفتن چخور سعد و گرجستان مشورت كردند . آن حضرت فرمود كه با ارواح مقدسهء ائمه اطهار مشورت مىنمايم ، بدانچه مأمور گردم قيام خواهم نمود .

خواب ديدن حضرت اعلى و مرخص شدن به شروان

حضرت «
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
» چنانچه ظاهر حال سلاطين صاحب اقبال را به زيور صنوف اصطناعات منوّر و مزيّن فرموده مراياى بواطن قدسى مواطن ايشان
هامش
( 1 ) . اصل : سوزن . ( 2 ) . اصل : نيلاق .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 383 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان