از مدتى رفتن به اردبيل را انسب دانسته شاهزاده به شعار آق قوينلو طاقيه بر سر گذاشته با والده روانهء اردبيل گرديدند .
ذكر كشته گرديدن رستم بيك به تيغ مكافات
طراز روايت آن كه احمد سلطان ولد اغورلو محمد بن حسن بيك از عمّ خود يعقوب بيك روگردان شده به روم رفت . چون خواندگار روم آثار شهامت و مخايل نباهت از نواصى حالش تفرّس نموده صبيهء جليلهء خود را به عقدش درآورد . فوجى از دليران غشوم روم را با وى همراه كرده به آذربايجان فرستاد . وى از راه ديار بكر به تبريز آمده در شنب غازان فرود آمد . رستم با لشكر ذره شمار صاعقه آثار به مدافعهء وى ايلغار نموده در برابر لشكر سلطان احمد فرود آمد . هنگام غروب شمس ، آفتاب اقبال رستم بيك افول نمود .
امراى تراكمه سراپردهء وى را احاطه كرده بىسبب و جهتى رستم بيك را گرفته نزد سلطان احمد بردند . وى فرمود تا رستم بيك را به زه كمان خفه كردند و اين معنى گويا به قصاص خون سلطان على پادشاه رستم را پيش آمد .
كس بر اسپ ستم سوار نشد * كه نيفتاد و خوار و زار نشد
جلوس سلطان احمد و كشته شدن وى به انواع بد
بعد از قتل رستم بيك تمامت ملك ايران سلطان احمد را مصفى گرديد و سلطان احمد به عدالت و احسان دست گشاد . ليكن كل سيورغالات را مسترد نموده ، فرمود هرگاه سلاطين بىحساب از رعايا يك دينار و يك من بار بگيرند نهايت بىانصافى است كه رعايا در مال پادشاه شركت جوى گردند .
آنگاه شيراز را به قاسم بيك پرناك داد و آيبه سلطان را به حكومت كرمان فرستاد . آيبه سلطان قاسم بيك را به خون [ 156 الف ] برادرش مظفر پرناك كه سلطان احمد كشته بود تحريض نموده هر دو قشون خود را برداشته به محاربهء سلطان احمد رفتند و در كيز النگ تلاقى فريقين واقع شده سلطان احمد نيز به شئآمت خون رستم بيك مقتول گرديد .