تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
امراى سلطانى كه از وفور قحط و غلا به . . . « 1 » به جان آمده بودند مورچل را گذاشته با سلطان سالك طرق عناد گرديدند . كور زينل ولد حسن بيك به سلطان رسيده وى را گرفتند . نزد پدر آورده و حسن بيك او را به يادگار محمد ميرزاى بن بايسنغر بن شاهرخ سپرد . يادگار محمد به خون گوهرشادآغاى جدّه‌اش كه به فرمودهء سلطان با زه كمان كشته بودند ، بكشت و علامهء دوانى تاريخ بر اين نهج بيان فرموده :
سلطان ابو سعيد كه از فرّ خسروى * چشم سپهر نيز چو او سرورى نديد
آخر چگونه كشته نگردد كه كشته بود * تاريخ فوت « مقتل سلطان ابو سعيد »
بعد از سلطان مزبور پادشاه مستقلى از اولاد صاحبقران به جز ميرزا سلطان حسن بن منصور بن بايقراى بن عمر شيخ متمكن نگشت و دولت گوركانيه به وى ختم گرديد .

چمن اول از روضهء نهم در بيان سربداريهء سبزوار على سبيل الاجمال

مورخين ، سيّما دولتشاه سمرقندى احوال ملوك [ سربداريّه ] سبزوار را در تذكرهء سربداريهء خود چنين ايراد نموده است كه ايشان ده نفر بوده‌اند . مدّت حكومتشان از تاريخ ارتحال سلطان ابو سعيد خان چنگزخانى تا طلوع آفتاب دولت صاحبقرانى در بلاد خراسان پنجاه سال بر اين منوال بود : مير عبد الرزاق هفت ماه ، خواجه مسعود شش سال و چهار ماه ، خواجه شمس الدين هفت ماه ، پهلوان حيدر [ 145 الف ] قصاب يك سال و يك ماه ، خواجه يحيى كرّابى « 2 » چهار سال و هشت ماه ،
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 2 ) . اصل : كرانى ( در مآخذ به صورت كراوى هم ضبط شده است ) .