تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
چندان مدخلى نمىدهد . « 1 » لاجرم سلطان محمد وزارت را به ملك معزّ الدين سمنانى داد و بعد از مدّتى سلطان خود نيز عزيمت شيراز نمود . در آن حالت شيخ ابو الخير بر جمّازه سوار شده به شيراز رفت و با ميرزا عبد اللّه داعيهء محاربه داشت . شاهزاده نيز لشكر فراهم آورده از [ 142 الف ] دروازهء آهن با لشكر ظفر قرين بيرون رفت . مقارن حال جواسيس سلطان آمده خبر معلوم و مراجعت كردند . شاهزاده سلطان فوجى از لشكر برداشته ايلغار فرمود . هنگام طلوع صبحى رايات فتح آيات پرتو سعادت بر ظاهر دار الملك افكند . رسيدن سلطان و فرار نمودن طرفى همان بود ، و ميرزا عبد اللّه به قلعهء اصطخر پناه برد . چون سلطان به اكرام و اعزاز داخل شيراز شد وزير روشن ضمير ، ميرزا عبد اللّه را به خدمت سلطان آورد . سلطان وى را نوازشات نموده به خراسان فرستاد و در ايام توقف شيراز ملوك رقاب انام از اقطار و امصار نقوش سكه با هدايا و بيلاكات به خدمت سلطان فرستادند . مگر ميرزا جهانشاه تركمان كه حسب الفرمان خاقان سعيد حاكم آذربايجان بود . سلطان نامه به ياسا و يوسون خاقانى نوشته به او مرسول گردانيد . مضمون اين كه عمدة الامرا ميرزا جهانشاه به عواطف اميدوار بوده بداند كه مسموع مىشود كه به خلاف نشان مبارك در سلطانيه و قزوين مدخل ساخته است . ببايد من بعد به اقطاعى كه خاقان سعيد در وجه او مقرر داشته اكتفا نموده زيادتى جرأت و تمرّد را منتج قهر سلطانى تصور نمايد و انديشه كند . پس متعاقب نامه فرمود تا رايات ظفر قرين متوجّه قزوين گرديدند . چون نامه به ميرزا جهانشاه رسيد و طليعهء عساكر سلطان نيز به ظاهر سلطانيه وارد گرديد ميرزا جهانشاه با امراى خود قرعهء مشورت افكنده بالاخره صلاح در مصالحه ديده ايلچيان با تحف و هداياى بىحدّ به خدمت سلطان امجد فرستاد .
هاتف اقبال درين كهنه دير * غلغله افكند كه « الصلح خير »
سلطان به شرط مواصلت با ميرزا جهانشاه طرح مصالحه افكند . لاجرم
هامش
( 1 ) . اصل : نمىدهند .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 345 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان