مبتلا گرديد . شاهان اقاليم سبعه را چراغ نشاط از تند باد بيداد سپهر فرو نشست و نغمات ارباب سور و سرور به نوحهء سوزناك عراق مبدل گشت . دستيار روزگار رخسار مسرّت شعار دف را به طپانچهء دمادم و سيلى متواتر غم نيلى گردانيد ، و كمانچه در هر گوشه به گوشمال نااميدى گرفتار گرديد .
نواى مطربان شد نوحه آهنگ « 1 » * . . . « 2 » گريه با من در دل سنگ
شور و شغب خلايق از بام هفت اشام « 3 » گردون درگذشت . راحت و امنيت از بيضهء ناسوت بار بربست و نيّر برج آمال همگنان معوّج الطلوع گشت :
ماهى ز آسمان بزرگى فرو فتاد * برجى ز آسمان جلالت خراب شد
شطرنجى روزگار در فيلبند حوادث گرفتار شد كه شاه رقعهء مملكت و ماه عرصهء سعادت از كجرويهاى فرزين قدر از اسپ دولت پياده گشته به شهرخى مات گرديد . روز ديگر كه شاه خاورى انتساب آفتاب ، گريبان قرطهء نيلگون بردريد شاهزادگان عظيم الوقار و نوئينان نامدار جسد آن حضرت را در محفّه جاى داده ميرزا عبد اللطيف بن الغ بيك و سلطان خليل و بابر ميرزا با قشونهاى خود مهد گوهر نگار آفتاب مدار مهد عليا عزّ و علا « 4 » حجلهء رشاد گوهرشادآغا را با محفهء خاقان سعيد برداشته روانهء دار السلطنهء هرات گرديدند :
سر تنگ « 5 » تابوت كردند سخت * شد آن نامور شاه فيروز بخت
يكى از جمله شعراى ركاب دولت مآب تاريخ وفات وى را چنين گفت :
شهرخ آن شاه قضا قدرت اسلام پناه * آن كه در بيشهء شاهى زده سر پنجه چو شير « 6 »
زد به فردوس برين خيمه به ذو الحجه و گفت * ماند تاريخ ز ما در همه عالم « شمشير » « 7 »
[ 141 ب ]
هامش
( 1 ) . اصل : آسك .
( 2 ) . يك كلمه نامشخص .
( 3 ) . اصل : كذا ، در صفحهء 382 نيز آمده به جاى آسمان .
( 4 ) . اصل : عق .
( 5 ) . اصل : سرشك .
( 6 ) . اصل : خوشتر ( حدس م . پورمختار ) .
( 7 ) . ( - 850 ) .