تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
چون اردو به موضع رى رسيد بعضى شاهزادگان خزانه و برخى جيباخانه و فرّاشخانه را غارت كردند .

تشبيب رخسار [ شاهد ] سخن

آورده‌اند كه خداجويى خاقان سعيد به مرتبه [ اى ] بود كه در مدّت سلطنت نماز جمعه ازو فوت نشده بود و هنگام رفتن به جامع از باغ زاغان هرات تا مسجد بر تخت فيل سوار گشته نقاره‌چيان پيشاپيش نوبت مىزدند . روزى به اين طريق به مسجد مىرفت . در صحن مسجد نمدپوشى - احمد لر نام - عريضه پيش آورده كاردى به شكم آن حضرت رسانيد . از اطراف ، بدن منحوس وى را پاره پاره كردند و عالمى بر هم خورد . نقاره‌چيان از كار مانده نزديك بود كه فتنهء عظيم حادث گردد . امير شاه ملك زخم را بسته شاه [ را ] بر تخت فيل سوار كرده فرمود تا نقاره‌چيان به دستور معهود نقاره نواختند . مردم چون شاه را به سلامت ديدند ساكن گرديدند و شعرا به تاريخ اين غايلهء هايله گفتند :
سال تاريخ هشتصد و سى بود * روز جمعه پس از اداى صلات
قصه [ اى ] بس عجيب « 1 » روى نمود * در خراسان ولى به شهر هرات
كجروى در بساط چون فرزين « 2 » * خواست تا شهرخى زند شد مات « 3 »

جلوس شاهزاده مؤيد امجد شمس الدنيا و الدين محمد بن بايسنغر بن شاهرخ بهادرخان

چون واقعهء وفات خاقان سعيد غم اندوز جهانيان شد شاهزادهء امجد سلطان محمد از هرات به اصفهان رفت و امرا و نظراى امر تبانى كرده وى را بر سرير شاهى جلوس دادند و ارقام تهنيت به اطراف و اقطار فرستادند . در اين حالت عرايض از فارس و خوزستان رسيد كه مردم آنجا از وزارت شيخ مجيب الدين ابو الخير به جان آمده‌اند و ميرزا عبد اللّه خلف سلطان ابراهيم اما
هامش
( 1 ) . اصل : عجب . ( 2 ) . اصل : درين . ( 3 ) . در روضة الصفا با بعضى اختلافات آمده است .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 344 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان