تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
در هشتم شعبان سوى عليين تاخت * فى الحال ز رضوان سر و پا بيرون كرد « 1 »
. . . « 2 » آن‌گاه نعش را در محفهء محفوف به جلباب غفران رحيم وهّاب جاى داده به سمرقند برده در عمارت مقبره كه آن حضرت ساخته بودند دفن نمودند .

گفتار در جلوس حضرت خاقان سعيد و جلوس سلطان خليل در بركتان بنانه

بعد از فراغ اين سانحه امرا قرعهء « و شاورهم فى الامر » در ميان افكنده گفتند وليعهد شاهرخ ميرزاست و حين وفات نيز صاحبقران همين وصيت فرموده گفت آرزويى مرا باقى نماند مگر ديدن شاهرخ ، ليكن وى قندهار است . شخصى را نيابة جلوس بايد داد . پس شاهزاده سلطان خليل را جلوس فرمودند و عرايض به جناب شاهرخ فرستاده به مؤدّاى
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى
[ 135 الف ]
أَهْلِها »
آن سرور را بعد از ورود بر سرير سلطنت جهان جلوس دادند و بزرگان نثارها فرموده تهنيت جلوس همايون را به اقطار امصار در قلم آوردند . آن حضرت نطاق رعايت كافهء برايا بر كمر اهتمام بسته و دريچهء خداجويى به قلاوزى بخت بيدار بر روى كافة الناس بگشاد .
ستم گرگ برگرفت ز ميش « 3 » * باز را كرد با كبوتر خويش
با آنكه وسعت ملك و مهابت و صيت شوكت وى از حدود بلغار تا سرانديب و از آنجا تا اقصاى روم را شامل بود در مدت چهل سال و كسرى پادشاهى معمورهء بلاد عالم ، كمر بلغارى كه از دوازده مثقال طلا و اتاقه از هشت مثقال طلا به اتمام رسيده بود داشت و از زينت سلطنت جز اين دو چيز اختيار نفرمود . همواره روى نياز بر زمين [ و ] دست دعا بر آسمان داشت و در هر نمازى مناجات مىنمود كه خداوندا چنان كه اين ترك بيچاره را پادشاهى جهان ارزانى فرموده [ اى ] از قبول سعادات اخروى نيز محروم و مقنوط مگردان ، و عمارات عاليه و مدارس و بقاع
هامش
( 1 ) . ( سال 807 ) . ( 2 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 3 ) . اصل : زمين ش .